تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic پایگاه مقاومت بسیج صاحب الزمان (عج) ابهر
یا اباصالح المهدی ادرکنی

 

  قال الامام المهدی(عج ) 

توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش:

ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر

جز اين بود گرفتارى ها به شما روى می آورد و دشمنان، شما را ريشه كن می كردند.

از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام):

هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك می سازد، عمل كند و

از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور

 ناگهانى انسان را می گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از

كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمی دهد.


تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام):

از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از

 سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف

 آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن

است به طرف ما قرار دهيد.

تحقّق حتمى حق:

خداوند مقدّر فرموده است كه حق به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين

رود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.

خلقت هدفدار و هدايت پايدار:

خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را

 به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران

را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند

و از نافرمانی اش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمی دانند به آنها

 بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و

پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

ظهور حق:

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حق ظاهر خواهد شد و باطل از ميان

 خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

تفتيش ناروا:

حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به

حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و

آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است.

ظهور حق به اذن حق:

ظهوری نيست، مگر به اجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت

دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.

مدّعيان دروغگو:

آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر

 كس قبل از «خروج سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو

 و افترا زننده است; حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.

دنيا در سراشيبى زوال:

دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و

 پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده

كردن سنّت، دعوت میكنم.

ذخيره بزرگ:

من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر

همگى آنان باد) هستم.

حجّت خدا:

ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن

 گفتن داده می شد، هر آينه تمام شك ها را از بين می برديم.

عطسه، نشانه سلامت:

نسيم، خدمتكار حضرت مهدى(عليه السلام) گويد: آن حضرت به من فرمود:آيا تو را

در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامت امان از مرگ تا

 سه روز است.

نماز، طردكننده شيطان:

هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمی مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به

خاك بمال.

اذن مالك:

تصرّف در مال هيچ كس بدون اجازه او جايز نيست.

 استعاذه به خدا:

پناه به خدا میبرم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و

از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه ها.

اسوه هاى حقيقت:

حقّ با ما و در ميان ماست،كسى جز ما چنين نگويد،مگر آن كه

دروغگو و افترا زننده باشد.

ظهور فرج به اذن خدا:

امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت

تعيين كند دروغگوست. و امّا گفته كسانى كه پنداشته اند امام حسين(عليه السلام) كشته

نشده، كفر و دروغ و گمراهى است.

شناخت خدا:

همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم

 نيست و در جسمى هم حلول نكرده، «چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست».

ائمّه(عليهم السلام) دست پرورده هاى پروردگار:

خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست. اگر

 كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمیشود، ما دست پرورده هاى

پروردگارمان، و مردمان، دستپرورده هاى ما هستند.

دانش حقيقى:

دانش، دانش ماست، از كفر كافر، گزندى بر شما نيست.

اتّفاق و وفاى به عهد:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به

عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق میداشتند و عهد و پيمان را محترم میشمردند، سعادت ديدار

 ما به تأخير نمیافتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل میشدند.

پيروان نادان:

حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده اند :نادانان

 و كمخردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند.

بيزارى از غاليان:

من از افرادى كه میگويند: ما اهل بيت [مستقلااز پيش خود و بدون دريافت از

جانب خداوند] غيب میدانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريكيم، ما را از

 مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر میبرند، نزد خدا و رسولش، بيزارى میجويم.

سجده شكر:

سجده شكر از لازمترين و واجبترين مستحبّات است.

فضيلت تعقيبات نماز:

فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى

مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبّات است.

سجده، مخصوص خداست:

سجده بر قبر جايز نيست.

راه اندازى كار مردم:

خودت را [براى خدمت] در اختيار مردم بگذار، و محلّ نشستن خويش را درِ ورودى

خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

امنيّت بخش زمين:

وجود من براى اهل زمين، سبب امان و آسايش است، همچنان كه ستارگان سبب امان

آسمان اند.

رجوع به راويان حديث:

در پيشامدهاى مهمّ اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجّت من

بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.


مطاع، نه مطيع كسى:

هريك از پدرانم بيعت يكى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قيام

خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتى به گردنم نباشد.

 آفتاب پشت ابر:

كيفيت بهره ورى از من در دوران غيبت، مانند كيفيت بهره ورى از آفتاب است هنگامى

كه ابر آن را از چشم ها پنهان سازد.

سبقت اراده خدا بر همه چيز:

راستى كه مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چيزى بر

 توفيق او پيشى نگيرد.

علّت اصلى غيبت امام(عليه السلام):

اما علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفاق افتاده [كه درك آن براى شما سنگين است]

 آن است كه خداوند در قرآن فرموده: «اى مؤمنان از چيزهايى نپرسيد كه اگر آشكارتان

شود، بدتان آيد».

آگاهى هاى امام(عليه السلام):

علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چيزى از اخبار شما بر ما پوشيده

نمی ماند.

دعاى فراوان:

براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فرج و گشايش شماست.

 سؤال نامطلوب:

درهاى سؤال را از آنچه كه مطلوب شما نيست ببنديد.

آخرين اوصيا:

من آخرين نفر از اوصيا هستم، خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم بر

طرف می گرداند.


حجّت خدا در زمين:

زمين خالى از حجّت خدا نيست، يا آشكار است و يا نهان.

علمدار هدايت در هر زمان:

هرگاه علم و نشانه اى پنهان شود، علم ديگرى آشكارگردد، و هر زمان كه ستاره اى

افول كند، ستاره اى ديگر طلوع نمايد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 13:48  توسط منتظر | 

ماه رمضان هم اومد و خیلی زود هم رفت

همه چیز عوض شد خیلیها عزیزاشونو تو این ماه از دست دادن خیلی ها هم عزیزاشونو تو

 این ماه بدست آوردن

بعضیها اولین و بعضیها آخرین ماه رمضونشون بود

خیلیها تو این ماه توبه کردن و شدن یه آدم خوب خیلیها هم نتونستند با شیطون مبارزه کنند

بعضیها از اینکه نمی تونستند روزه بگیرند اعضاب می کشیدن و بعضی بخاطر روزه گرفتن یا

اجبار در گرفتن اون

به هر حال تموم شد . خدا ۳۰ روز به بنده هاش وقت داده بود یا بهتره بگم یه تخفیف خوب به ما

داده بود تا شاید بتونیم بدهی هایی که بهش داریمو یه جوری تسویه کنیم

فقط اونایی تونستن از این تخفیف و فرصت طلایی استفاده کنند که دلشون صاف بود ایمانشون

 قوی بود و اعتقادشون محکم و یا بهتره بگم قدرتشون بالاتر بود چون در  جنگیدن همیشه اونی

میبره که قدرتش بالاست و اونایی که قدرتشون بالا بود تونستن شیطونو شکست بدن و از تخفیف

خدا بهره مند شوند

ولی منو تو چی ؟ آیا تونستیم شیطونو شکست بدیم ؟ آیا از تونستیم از تخفیف خدا بهره

ببریم ؟

۳۰ روز روزه گرفتیم و نماز خوندیم ولی آیا واقعا روزه بودیم ؟

تاحالا شده این سوالاتو از خودتون بپرسین ؟ تا حالا شده بگین که من یه روزه دار واقعی

هستم ؟

اصلا تا حالا روزه دار واقعی بودیم ؟

جواب همه این سوالارو فقط اونی که بالا سرمونه میدونه

فقط اون

اونه که میگه آیا بیشتر بدهکار شدیم یا اینکه تسویه کردیم

میگن اگه ۳۰ روز روزه بگیری آخر ماه هر چی که از خدا بخوای بهت میده

من به این حرف اعتقاد دارم ولی از تو می خوام که اگه خدا اونی که می خواستیرو بهت نداد

 نگو ۳۰ روز روزه گرفتم ولی خدا هیچ چیزی بهم نداد چون اونکه تشخیص میده ما واقعا ۳۰ روز

روزه بودیم یا نه

ما روزه میگیریم به خاطر اون نه برای خودمون

امیدوارم هر چی که از هدا هواستین بهتون بده

در ضمن عید سعید فطر رو هم به همتون تبریک میگم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 9:50  توسط منتظر | 

[رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله] در كودكى شايسته‌ترين مخلوق و در سن كهولت

 نجيب‌ترين و كريمترين آنان بود و اخلاقش از همه پاكان پاكتر بود ...نهج‌البلاغه

 

اميدواريم كه ادعيه زاكيه ولى‌عصر ارواحنافداه و عجل ‌الله ‌تعالى‌ فرجه ‌الشريف، در اين ايام

 و در ماه مبارك رمضان، شامل حال همه‌ى شما و ملت عزيز ايران باشد و ان‌شاءالله

ضعف و تلاش قدرتهاى مستكبر را به چشم ببينيم و ان‌شاءالله روزبه‌روز، پايه‌هاى جمهورى

 اسلامى و ريشه‌هاى آن، مستحكم تر و قويتر و پايدارتر شود.

ali18

سالروز شهادت مولای متقیان و رهبر عدالتخواهان

امام علی(ع)

 بر عموم مسلمانان تسلیت باد

كمينگاه ها فراوانند، تيرهاي فتنه از هر سو مي بارد. چرا جوشن نپوشيم و خود را آرامش

نبخشيم. وقت زمزمه است. زمان نيايش و فصل استجابت است. بايد از خواب به نفع »بيداري«

گذشت. چشم هاي بسته، فرصت تماشا را از ما مي گيرند، خواب را به حرمت »بيداران« ناديده

بگيريم و ديده را به جست و جوي خورشيد، به جست و جوي ستاره ها از شب عبور دهيم! ماه

رمضان را قدر بدانيم. همين شب هاست كه مناجات علي(ع) در نخلستان خاموش مي شود.               


همين شب هاست كه پيش از طلوع آفتاب، برق شمشيري آفتاب را به خسوف مي نشاند.

همين شب هاست كه كودكان يتيم شرنگ يتيمي را ديگر بار در كام مي ريزند. همين شب هاست

 كه آسمان يتيم مي شود و كهكشان كمرشكسته و نخل ها غريب و بي همنوا! ماه رمضان را قدر

 بدانيم، شب قدر در دو قدمي ماست. شبي عزيزتر از هزار ماه، خوب تر از هرچه »روزه« است.

 شبي كه قرآن بر سفره جان ما گذاشته مي شود شبي كه آسمانيان مهمان زمين هستند و

آن قدر فرشته مي آيد كه زمين »تنگ« مي شود. شبي كه خواندن سوره » قدر« را پاداش چنان

 است كه گويي پيش چشم رسول خدا(ص) در خون خود غوطه مي خورد. شبي كه هركه ادراكش

 كرد از همه شب هاي درون خويش رسته است! ماه رمضان را قدر بدانيم وگرنه »بي قدر«

مي مانيم و پس از آن باز دهان بازي هستيم كه زيستن را خوردن و بلعيدن مي فهمد و حيات

را عرصه اي براي بازي، همين!

...پروردگارا! آنچه در نيت ماست، آنچه بر زبان ماست و آنچه در عمل ماست،

همه را براى خود و در راه خود قرار بده و آنها را از ما بپذير. پروردگارا! ما را

به معناى حقيقى كلمه در خدمت اسلام و اهداف اسلامى قرار بده. پروردگارا! ملت

ما را روزبه‌روز به عزت علمى و عملى بيشتر نايل بفرما. پروردگارا! قلب مقدس

ولى‌عصر (ارواحنافداه) را از ما راضى كن. پروردگارا! اين ساعات و اين روزها و

شبها و ايام مغتنم و اكسيرى ماه رمضان را براى ما، براى دلهاى ما، براى بصيرتهاى

ما، براى جانهاى ما و براى عمل ما ان‌شاءالله مبارك بگردان و توفيق بهره‌مندى از

ضيافت خود را در اين ماه به همه‌ى ما عنايت كن.

 وي فرزند ابو طالب بود. علي (ع) ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش

سال در اثر قحطي که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پيغمبر اکرم (ص) از

 خانه پدر به خانه پسر عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي

و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پيغمبر اکرم (ص) به

موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در (غار حرا) وحي آسماني به وي رسيد

وقتي که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود ,  علي (ع)

 به آن حضرت ايمان آورد و باز در مجلسي که پيغمبر اکرم (ص) خويشاوندان نزديک

خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود .

نخستين کسي که از شما دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصيه و وزير من خواهد بود ,

 تنها کسي که از جاي خود بلند شد و ايمان آورد علي (ع) بود و پيغمبر اکرم (ص) ايمان

 او را پذيرفت و وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود و از اين روي علي (ع)

نخستين کسي است در اسلام که ايمان آورد و نخستين کسي که هرگز غير خداي

يگانه را نپرستيد .

  علي (ع) پيوسته ملازم پيغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدينه حجرت

نمود و در شب هجرت نيز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و

 تصميم داشتند آخر شب به خانه ريخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه

نمايند , علي (ع) در بستر پيغمبر اکرم (ص) خوابيده و آن حضرت از خانه

بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد و پس از آن حضرت مطابق وصيتي که کرده بود ,

 امانتهاي مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و دختر پيغمبر را با دو زن ديگر

 برداشته به مدينه حرکت نمود .

در مدينه نيز ملازم پيغمبر اکرم (ص) بود و ان حضرت در هيچ خلوت و جلوتي علي

را کنار نزد و يگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وي تزويج نمود و در موقعي

که ميان اصحاب خود عقد اخوت مي بست او را برادر خود قرار داد

علي در همه جنگها که پيغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ

تبوک که ان حضرت او را در مدينه به جاي خود نشانيده بود و در هيچ جنگي پاي

به عقب نگذاشت و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري مخالفت

 پيامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود :

هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شود

علي (ع) در روز رحلت پيامبر اکرم 33 سال داشت و با اينکه در همه فضايل ديني

سرآمد و در ميان اصحاب پيغمبر ممتاز بود به عنوان اينکهود جوان است و مردم به

واسطه خون  هاي که در جنگها پيشاپيش پيامبر اکرم (ص) ريخته با وي دشمنند از

 خلافت کنارش زدند و به اين ترتيب دست آن حضرت از شوونات عمومي به کلي قطع

 شد وي نيز گوشه خانه را گرفته به تربيت افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خليفه

 پس از رحلت پيامبر اکرم(ص) بود گذرانيده و پس از کشته شدن خليفه سوم مردم

 با ان حضرت بيعت نموده و به خلافت برگزيدند .

آن حضرت در خلافت خود که تقريبا 4 سال و 9 ماه طول کشيد سيرت پيامبر اکرم (ص)

 را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و

البته اين اصلاحات به ضرر برخي از سودجويان تمام مي شد و از اين رود عده اي از

 صحابه که پيشاپيش آنها عايشه , طلحه ,  زبير و معاويه بودند خون خليفه سوم را

دستاويز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و بناي شورش و آشوب گري گذاشتند

آن حضرت براي خوابانيدن فتنه جنگي با عايشه و طلحه و زبير در نزديکي بصره کرد

 که به جنگ جمل معروف است و جنگي با معاويه در مرز عراق و شام کرد که به

جنگ صفين معروف است و يک سال و نيم ادامه داشت و نيز جنگي با خوارج که در

 نهروان کرد و به جنگ نهروان معروف است . به اين ترتيب در ايام خلافت خود

 بيشتر مساعي آن حضرت صرف رفع اختلافات داخلي بود و پس از گذشت زمان کوتاه

 صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در مسجد کوفه در سر نماز به

 دست ابن ملجم که از خوارج بود ضربتي خورده و در شب بيست و يکم همان ماه به

شهادت رسيدند .

نام : علی

لقب : مرتضی

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : عمران ابوطالب

نام مادر : فاطمه

تاریخ ولادت : 13 رجب ( 23 سال قبل از هجرت )

محل ولادت : مکه مکرمه خانه خدا

مدت امامت : 30 سال

مدت عمر: 63 سال

تاریخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمری

علت شهادت : تحریکات قطام

نام قاطل : عبدالرحمن بن ملجم

محل دفن : نجف اشرف

 

شهادت :

 

در سال چهارم هجری جماعتی از خوارج در مکه جلسه ای تشکیل دادند ومسئول تمامی

 اختلافات موجود در جامعه را یه نفر دانستند  که قرار شد که هر سه را اعدام بنمایند که

بدین منظور عبدالرحمن بن ملجم مرادی مسئولیت بشهادت رساندن امام علی (ع) را به عهده

 گرفت ودومی مسئولیت بهلاکت رساندن معاویه در شام را وسومی کشتن عمروبن عاص

 را در مصر .

عبدالرحمن بن ملجم راهی کوفه میشود ، در کوفه با دختری بنام قطامه که دو برادرش در

جنگ نهروان بدست امام علی (ع) کشته شده بود ، برخورد کرده وعاشق وی میشود ، قطامه،

 مهریه خود را کشتن امام علی (ع) قرار می دهد ، عبدالرحمن بن ملجم در سحرگاه 19 رمضان

 سال 40 هجری ، هنگامی که امام در محراب عشق مشغول راز ونیاز بامحبوب خود بود ، با

ضربت بر فرق امام ، فرق امام را میشکافد و...  امام در لحظه ای که ضربت بر فرق مبارکش

وارد شده ( با حالی که حاکی از به نتیجه رسیدن بارسنگینی را از دوش بر زمین گذاشتن

وراحت شدن است ) فریاد برآورد : "فزت برب الکعبه "بخدای کعبه که رستگار شدم .

دادو فریاد ، یا علی را کشتند شروع میشود ،ا بن ملجم که فصد فرار داشته در خارج از

مسجد بوسیله مردم دستگیر میشود.

برای امام به تجویز طبیب شیر می برند ، امام میفرماید که بر ای ابن ملجم هم از همین شیر

ببرید وبه او کاری نداشته باشید ، اگر زنده ماندم خود میدانم واگر نه ، با همان ضربه او را

قصاص کنید .

امام در عصر روز 21 ماه رمضان سال 40 هجری بر اثر عمق زخم وزهری که وارد بدن

 وی بوسیله شمشیر شده بود در حالی که با خدای خویش در راز ونیاز ودر حال نماز بود ،

 جان به جان آفرین تسلیم کرد .

"انا لله وانا الیه راجعون " پیکر شریفش را به نجف اشرف برده وهمان جا بخاک سپردند .

 

گذری کوتاه بر وصایای امام علی (ع) :

 

از خدابترسید وپیروان دنیا نگردید ، هر چه در قرآن است عمل کنید ، قبل از آنکه دیگران

 

بر شما سبقت بگیرند .

 

وضو را ساداب بگیر .

 

خدا را در قرآن بنگرید .

 

خدا را در نماز که ستون دین است بنگرید .

 

خدا را روزهای رمضان شاهد گیرید که روزه سپر آتش است .

 

پس از قرآن واحادیپ نبوی ، سخنی بالاتر از سخنان امام علی (ع)  در دست امت

 

نمی باشد که ... همه مروارید است ودور از خاک وخاشاک ودر این دریای مملو از

 

 درّ وگوهر ومروارید عده بسیاری راز مورخان سعی در جمع آوری وشرح وتوضیح

 

 سخنان امام نموده اند ولیکن در این میان تنها سید شریف رضی استکه توانسته

 

این مجموعه را بطور احسن گرد هم آورد ونام آن را نهج البلاغه نامیده است واین

 

 مجموعه را میتوان کاملترین وموثق ترین جمع آوری دانست .

 

سخنانی گوهر بار از امام علی (ع):

 

 1- سستی درجهاد

 

اگر امروز از خانه هایتان در مقابل دشمن دفاع نکنید ، بعداً از کدام خانه دفاع خواهید

 

 کرد ؟ و با کدام امامی بعد از من به جهاد خواهید رفت ؟

 

2- حکومت :

 

ای مردم ، کسی به کار خلافت وحکومت سزاوارتر است که از همه مردم

 

بر آن کار تواناتر « در امور سیاسی وحل وفصل مسائل وامور خارجی » وبه

 

امر خداوند از همه آنان داناتر باشد « از نظر حکم شرع ودین الهی -فقه »

 

حال اگر فتنه انگیزی به فتنه گری بپردازد ، باید نکوهش شود وخواسته شود

 

تا به حق باز گردد. اگر خودداری نمود باید کشته شود .

 

3- وحدت :

 

پس دست خدا با جماعت است ، پس دوری کنید از اختلافات وجدائی ، زیرا آنکه از جمع

 

مردم جدا شود شیطان براو دست یابد . چنانکه گوسفند جدا شده از گله نصیب  گرگ

 

میشود ، هوشیار باشید هرکه شما را به راهی بخواند که تفرقه واختلاف در آن باشد او

 

را بکشید اگر چه خود من باشم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 10:21  توسط منتظر | 

ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما

خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود:

 اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى

است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و

به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب

 بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى

 انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است و ماه

روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مى‏گردد،

و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از

 آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.

فضيلت اعمال مستحبى ماه رمضان

دعا و استغفار

قال على بن ابيطالب(ع):عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع

عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم.

ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا

 از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است.

توضيح:از وظايف روزه داران در اين ماه، دعا و درخواست‏حوايج از حضرت حق

است كه بنده احساس نياز به پيشگاه بى نياز كرده، و دستهاى احتياج خويش را به

درگاه او دراز مى‏كند.

 روزهاى ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة

 و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ايامه افضل الايام و ليالى

افضل الليالى و ساعاته افضل الساعات.

ترجمه:اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است

 كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و

 ساعاتش بهترين ساعات.

 اعتكاف

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتين و

عمرتين.

ترجمه: اعتكاف در يك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.

توضيح:در ايام و ليالى مقدسه‏اى، طبق روايات رسيده از ائمه معصومين (عليهم السلام)

مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك رمضان را

در مسجد معتكف شود، كه پيامبر اكرم(ص) در تمامى عمرش چنين مى‏كرد.

 تلاوت قرآن

بهترين اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه

 تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است،

از اجر و ثواب ويژه‏اى برخوردار است .

قال ابو جعفر (عليه السلام): لكل شى‏ء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان . ترجمه:براى

هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.بنا بر اين امتيازات قرآن به اعتبار

 نزولش در ماه رمضان از ماههاى ديگر بيشتر است.

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):من تلافيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم

 القرآن فى غيره من الشهور. ترجمه:اگر كسى در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند،

 ثوابش مثل كسى است كه در غير ماه رمضان يك ختم قرآن كرده است.

 افطارى و صدقه دادن

قال الباقر (عليه السلام) :يا سدير، هل تدرى اى ليال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان

 هذه ليالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل ليلة من هذه الليالى

عشر رقاب من ولد اسمعيل؟ فقال له سدير بابى انت و امى لا يبلغ مالى ذاك، فما زال ينقص

 حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك يقول: «لا اقدر عليه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى

كل ليلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (عليه السلام): فذاك الذى اردت يا

 سدير، ان افطارك اخاك المسلم يعدل عتق رقبة من ولد اسماعيل عليه السلام. ترجمه:

اى سدير! آيا مى‏دانى چه شبهايى است اين شبها؟ سدير گفت: بلى فدايت گردم اين شبها

شبهاى ماه رمضان است، مگر اين شبها چگونه است؟ امام (عليه السلام) فرمودند:

 آيا قدرت دارى هر شب از اين شبها ده بنده از فرزندان اسماعيل (ع) را آزاد كنى؟

پس سدير عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، ثروتم كفاف نمى‏دهد، پس امام پيوسته

تعداد بنده‏ها را كم كرد، تا رسيد به يكى در تمام اين ماه، سدير گفت: قدرت ندارم پس

امام(ع) به او فرمود: آيا قدرت ندارى هر شب يك مسلمان روزه‏دارى را افطار دهى؟

سدير عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مى‏توانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود:

اى سدير همان است كه اراده كردى يعنى با افطارى دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و

آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعيل (ع) نايل مى‏گردى.

توضيح:خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق مى‏كند در خوردنيها و آشاميدنيها محاسبه

نمى‏كند ولى در اين امر «اسراف‏» نشود.

ابى عبد الله عليه السلام:من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعين نوعا

من البلاء.

ترجمه:هر كس در ماه رمضان صدقه‏اى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دو مى‏كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 11:47  توسط منتظر | 

 

كلام رمضان

رمضان، دعوت است و تو مهمان.

رمضان دعوتى است معنوى و تو ميهمان خدايى.

مگر نه اينكه مهمان بايد به دلخواه صاحبخانه رفتار كند؟

مگر نه اينكه هر چه را ميزبان آورد بايد تناول كرد و هر جا كه او گفت، آرميد؟!...

تو اينك، در كجاى جهانى؟ و جايگاه تو در پهنه خلقت كجاست؟

براى چه آمده اى؟

تا كجا می توانى پرواز كنى و با كدام بال و پر و به سوى كدام مقصود و در كدام جهت؟

آيا خود را شناختهاى تا بدانى كه براى چه كارى؟

آيا استعدادهايت را بازشناسى كردهاى كه بدانى تا كجا می توانى پيش بروى؟

و... اساساً مال اين جهانى يا متعلّق به آن جهان؟

براى بقايى يا فنا؟

براىماندن يارفتن براى عروج ياسقوط؟ براى صعوديا براى هبوط؟...

هيچ انديشيده اى كه در پرواز، چه عاملى نيرويت مى دهد و كدام عامل، بال و پرت را مى شكند؟

در حركت، چه انگيزه اى به سوى بهشتت مى برد و كدام نيّت در آتشت مى افكند؟

چه عملى از حركت بازت مى دارد و كدامين عمل شتابانش مى كند؟

چه كارى به عفونتِ «خود خواهى» گرفتارت مى كند و چه كارى به طراوت و عطر «خداجويى» و

 «خدايابى» مى رساندت؟!... .

ابليس را شناخته اى تا از دشمنى اش در امان باشى؟

شيطان را شناخته اى تا از وسوسه هايش مصونيّت يابى؟

با«نفس امّاره» وميدان عملش وزمينه تلاش واغوايش آشنا شده اى تا در آن ميدان، از پشت،

 ضربهنخورى، بلكه بتوانى پشتِ نفس را بر خاك بمالى و به زمين برسانى، با نيروى تقوا و با فنِّ

«جهاد اكبر»؟... .

راه رشد و تزكيه و عوامل «فلاح» و علل «فجور» را مى دانى؟

دنياى «تو در تو» و شگفتِ «دل» را گشته اى؟

«نفسِ» هزار چهره را شناخته اى تا با هر نقابى كه بر نفسانيّت مى زند و پيش مى آيد آنرا

 بشناسى و از هر جا حمله آورد، به ضدّ حمله بپردازى و هرگاه زهر ريخت، پاد زهر بكار برى؟

«رمضان»، براى سلوك اين راه است.

براى هجرت درونى است. براى سير در دنياى باطن است.

براى مرور بر نفسانيات و اخلاقيّات است.

براى آنست كه ملكات نفسانى را در جان خويش پرورش ده.

براى آنست كه ارزشهاى متعالى را در عمق وجود خويش جاى دهى و پديد آورى.

براى آنست كه «اخلاق»، جزءِ بافتِ درونى تو شود، نه حركتِ خشك بيرونى.

اگر دل را در اختيار صالحات گذاشتى،

اگر شوق به خير و تقوا در عشق به الله را در دل مشتعل ساختى.

ديگر «حسنات» و «صالحات»، جريان زلالى مى شود كه خودبه خود از آن چشمه مى جوشد و از

درون به بيرون سرايت مى كند و از «قلب»، به «اندام» مى رسد، و از «دل» بر «ديده» تأثير

 مى گذارد.

اگر به ديدار رمضان مى روى، ـ كه لقاءِ خداوند نيز مى باشد ـ بايد چهره جان را هم بيارايى و

 «جمال باطن» را هم داشته باشى.

اخلاق، زيبايى درون است كه به ظاهر، جارى مى شود.

تقوا، هدايت باطنى است كه در عمل خارجى، راه مى?نمايد.

رمضان، فرصت محاسبه است.

تو اگر سالكِ راه هدايتى،

تو اگر به «خودسازى» علاقه مندى

تو اگر براى رشد و كمال خود، بهايى قائل هستى.

فرصت رمضان را مغتنم بشمار.

فضايل اخلاقى خود را بازرسى و بازشناسى كن.

اگر نيست، پديدآور،

اگر هست، تقويت كن.

اگر اندك است، افزونش ساز،

اگر بسيار است، سپاس خدا بگو.

اگر متزلزل است، استوارش كن،

اگر گهگاه است، استمرارش بخش.

خلاصه... در اين ماه، به «خود» برس.

تو، يك «از پيش ساخته تغييرناپذير» نيستى.

تو بر جبر، سرشته نشده اى.

تو«چگونه بودن» و«چگونه شدن» خويش رامى توانى انتخاب كنى.

ترسيم سيماى اخلاق در دست توست.

چهره را مى توان با «آرايش» يا «آلايش»، زيبا يا زشت كرد.

چهره باطن هم توسّط اخلاق، قابل تغيير و زشت و زيبا شدن است.

رمضان، فرصتِ استفاده از «نفحاتِ ربّ» است.

جان را در مسير وزش اين نسيم قرار بده، تا طيران معنوى كند.

دل را به آواى ملكوتىِ «سحر»ها و «نجوا»ها و «مناجات»ها و «تلاوت»ها بسپار.

رمضان، موسم «عبادت» است و عبادت، غذاى روح است.

رمضان، فصل مناجات و دعاست. و دعا، نردبان تعالى جان است.

رمضان، دوره تزكيه و تهذيب و تربيت و ساختن و مقاومت كردن و تحمّل نمودن است.

ايّام عفاف وكنترل وامساك وتوجّه به خدا و تقرب به پروردگار است.

دريغ...كه اين فرصت بگذرد وكارى نكنى كه خداراازخويش راضى كنى.

از تو حركت و همّت، از خدا بركت و توفيق... ان شاءالله.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 15:46  توسط منتظر | 

حلول ماه مبارک رمضان رو به تمام مسلمانان و شیعیان تبریک 

عرض می کنم امیدوارم طاعات و عبادات شما عزیزان

مورد قبول حق قرار گیرد   . 

دستانت پر از دعاست ، حالا دیگر گرسنگی و تشنگی فراموشت شده ...پر از

 یاد خدایی ، عین روزهای خدا را زندگی می کنی و لحظه های ناب الهی را

 بی قرار میشوی ....سحر که پر از مهتاب شدی ، آسمان را شایسته باش ، هنگام

 افطارمبارک شو ، تماشایی باش ، تا می توانی نیکی کن همه را ، آنقدر روشن

شو که یازده ماه دیگر ، هرگز تاریکی را دچار نشوی .....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 11:25  توسط منتظر | 


  

 
سلام

سلامی گرم به تمام عاشقان آقا

ورود شما عزیزان را به وبلاگ پایگاه مقاومت بسیج

 صاحب الزمان (عج) خوشآمد گفته و در سایه ی منجی

عالم بشریت از خداوند منان برای شما آرزوی

 موفقیت و سلامتی دارم .

 

          اللهم عجل لولیک الفرج

حضرت مهدي(عج) فرمودند:

«همانا من براي شيعه اي که مصيبت جد شهيدم را

 ياد کند و سپس براي تعجيل در فرج و تاييد ( امر من ) دعا نمايد،  دعا

خواهم کرد» / بسم الله الرحمن الرحيم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَةِ بْنِ الْحَسنْ،

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِه، فى هذِهِ السّاعَةِ وَ فى كُلِّ ساعَةِ، وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ

قائِداًوَ ناصِراً وَ دَليلاً وَعَيْناً، حَتّى تُسْكِينَهُ ژاَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِعَهُ فيها طَويلا ً  

برحمتک يا ارحم الراحمين / يا وصي الحسن ، والخلف الحجة ، أيها القائم

 المنتظر المهدي ، يا ابن رسول الله يا حجة الله على خلقه ، يا سيدنا ومولانا ،

إنا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك إلى الله ، وقدمناك بين يدي حاجاتنا ، يا وجيها

 عند الله ، اشفع لنا عند الله

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 10:41  توسط منتظر | 

http://i9.tinypic.com/61p3775.jpg 

http://i11.tinypic.com/6blvpd2.jpg

http://i19.tinypic.com/4pa2ot5.jpg

http://i18.tinypic.com/6ft7cjr.jpg

http://i4.tinypic.com/4vg1sua.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 10:2  توسط منتظر | 

عيد بر عاشقان مبارک باد


عاشقان عيدتان مبارک باد




ستاره بپاشيد آمد ماه فاطمه 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:6  توسط منتظر | 

در روز ولادت مهدى موعود (عج) حقيقتاً روز عيد همه انسانهاى پاك و آزاده

عالم است- مقام معظم رهبري

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 13:49  توسط منتظر | 

جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات

در  بحث ولادت و راویان ولادت لازم دونستم که در مورد حکیمه

خاتون مطلبی نوشته بشه تا در مورد ایشون که یکی از روایان حدیث

ولادت هستند بیشتر  آشنا شوید ، حضورایشان در کنار نرجس خاتون

 (مادر امام زمان (عج) ) هنگام ولادت حضرت یکی از نشانه های 

 اثبات ولادت  می باشد ....


 
«حکيمه خاتون» دختر امام جوادعليه السلام، از ثقات محدثان و يکي از راويان حديث ولادت

حضرت مهدي‏عليه السلام است. ولادت و نشأت او در خاندان عصمت و طهارت‏عليهم السلام بوده

 است. علوم اسلام را از ائمه هدي‏عليهم السلام کسب فيض نموده و از جمله زناني است که

احاديثي به نقل از ايشان در کتاب‏هاي معتبر حديثي شيعه آمده است. او اخبار بسياري را در مورد

ازدواج امام حسن عسکري‏عليه السلام با نرجس خاتون و ولادت امام حجةبن‏الحسن‏عليه السلام

 نقل کرده است: کليني به نقل از محمدبن يحيي به سند معتبر خويش متصل به حکيمه عمه پدر

حضرت مهدي‏عليه السلام مي‏نويسد: «وي در شب نيمه شعبان هنگام ولادت حضرت صاحب الامر

حاضر بوده است».۱
شيخ صدوق‏رحمه الله به نقل از محمدبن الحسن بن الوليد به سند معتبر خود متصل به حکيمه دختر

حضرت جوادعليه السلام مي‏نويسد: «حضرت ابومحمدالحسن العسکري در شب نيمه شعبان مرا

 طلبيد و فرمود: عمه امشب افطار مهمان ما هستي؛ چون در اين شب باري تعالي حجّت خود را ظاهر

 خواهد کرد که حجّت او بر اهل زمين خواهد بود. حکيمه مي‏گويد: پرسيدم:
مادرش کيست؟ امام‏عليه السلام فرمود: نرگس.
عرض کردم: خدا مرا فدايت کند، در او اثري از حاملگي نيست.
فرمود: چرا. سپس نقل مي‏کند که هنگام طلوع فجر نوزادي از او به دنيا آمد. ۲

شيخ صدوق‏رحمه الله به سند معتبر خود از احمد بن ابراهيم نقل کند: «من در سال 262 ق بر حکيمه

دختر حضرت جوادعليه السلام وارد گشتم. او از پشت پرده با من سخن مي‏گفت؛ از امامان سؤال نمودم،

 او يکي پس از ديگري آنان را بر شمرد تا اينکه به حضرت صاحب الزّمان‏عليه السلام رسيد. من پرسيدم: اين فرزند در کجا است؟
پاسخ داد: مستور است. من گفتم: پس شيعيان به کجا رجوع کنند؟ فرمود: به مادر امام حسن عسکري‏

عليه السلام که مشهور به «جده» است. من گفتم: آيا به کسي اقتدا کنيم که به زن وصيت کرده است؟ حکيمه
پاسخ داد:

 اين مطلب همانا مانند اقتدا به ابي‏عبداللّه الحسين‏عليه السلام است که در صحراي کربلا به خواهرش

 زينب وصيت نمود۳


حکيمه از زنان برجسته خاندان ائمه هدي‏عليهم السلام است که محضر چهار امام‏عليه السلام را درک

 نمود و محرم اسرار اهل بيت نبوّت‏عليهم السلام بود.

امام‏عليه السلام و مادرش نرگس در منزل او پنهان بود. وي در سال 274 ق وفات يافت و در پايين پاي

 امام حسن عسکري به خاک سپرده شد.

منابع :

۱-  ر.ک: الکافي، ج 1، ص 330، ح 3؛ کتاب الغيبة، ص 234، کمال الدين و تمام النعمة، ج 2،

ص 424. 
۲- کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 424، ح 1؛ ر.ک: کتاب الغيبة، ص 234، ح 204. 
۳- کمال‏الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 501.

جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات

اللهم عجل لولیک الفرج

شادی روح پاک شهدا صلوات

التماس دعا برای فرج آقا امام زمان (عج)

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 13:42  توسط منتظر | 

صبرکردن!
 

وقتی درونش رو دیدیم  بازهم حکمت داره

خلق شده خداست

ظاهر رو دیدیم باطن هم دیدم ولی وقتی باطن رو دیدم ...می بینیم  که اونهم باز حکمت داره...!!!

رسیدن به این حکمت هم چیزی جز رسیدن به  (؟)

 

یک جنبه دیگه و ارتباط نزدیک حکمت این تصویراز دیدگاه انتظار :

 انتظار هم حکمت خاص خودش رو دارد!

که ماها نمي تونيم درکش کنيم مگر اينکه بخواهند و واقعي بخواهيم  تا بتونيم درکش کنيم
وقتي انتظار ميکشي اونم براي کسي که عالم در دستانش هست و و قتي ميوه اين انتظار به ثمر ميرسه واقعا لذت بخشه و از شگفتي اون گيج و مبهوت مي شویم و اونقدر اين ثمره پربار خواهد بود که تا به روز قيامت و بعد از قیامت  از اون  بهرمند مي شویم
پس چقدر عاليه که همچنان صبورانه و عاشقانه صبر کنيم و دعا کنيم که حضرت سريع تر ظهور کنند انشاالله از منتظر ان واقعي باشيم 

رفقای عزیزم این رو هم بدونید که به عقیده من  این انتظار و این صبر ظرف نداره که پر بشه و ازش لبریز کنه برای این انتظار هر چه بیشتر صبر کنی شیرین تر میشه زیبا تر میشه شکفته تر میشه  مثل گلهای بهشتی میشه وقتی با غبون هم کسی با شه مثل یوسف زهرا  مطمئن باش که هیچ وقت این گل  خراب نمی شه میوه ها به ثمر میرسه و لذت چیدنش خیلی بالاست می دونم که خوب میدونید میوه خوب یا یک محصول خوب باعث خشنودی با غبان و صاحب محصول میشه که از این ثمره نیز  خدا هم راضی میشه !
وقتی خوب انتظار کشیدیم و منتظر واقعی شدیم وقتی آقا خواست بیاد برداشت کنه حتما میاد بهمون سر میزنه همان طور که شهدا صبر کردن تا شهید بشن اونا به انتهای انتظار رسیدن ، اونا خوب چیده شدن ....


بعضی وقتا اگه می بینید بی قرار میشیم و بی تابی میکنیم نگیم که ما که دیگه صبرمون تموم شده پس کی میایی باید به خودمون بگیم پس کی میخواهی صبر داشته باشی پس کی میخواهیم به آقا مون بگیم داریم
می آیم . آقایی که وجود داره آمده .....!! کی میگه آقایی ما نیست...!
 این ما هستیم که..... نیستیم....!!!
ایوب پیامبر صبر کرد که به ماها بگه که میتوانید شما هم صبر کنید .....!
پیامبر بزرگوار  حضرت محمد صلوات الله علیه و آله و سلم و قتی تو کوچه ها راه  میرفتند سنگش میزدن.... ! صبر کرد ....امن یجیب می خواند ...! برای دیدن یوسف زهرا بی قراری میکرد .....!

امام حسن علیه السلام  صبر کرد..... خانه نشین شد صبر کرد ......امن یجیب می خواند ... برای دیدار یوسف زهرا بی قراری میکرد ....!

  و حضرت زینب سلام الله علیه صبر کرد... دید چه کرده با دلها  ....!... دعا میکرد و امن یجیب می خواند...!
 حضرت سجاد علیه السلام صبر کرد ......!... با خدا راز نیاز میکرد  امن بجیب می خواند.... !
امام حسین علیه السلام تو کربلا صبر کرد ....... امن یجیب  می خواند ....میگفت منتقمم میاد ...!
با بانگی اینچنین :
الا يا اهل العالم انا الامام القائم الثاني عشر
اي مردم جهان من امام قائم هستم 
 
الا يا اهل العالم انا الصمصام المنتقم
اي مردم جهان من شمشير بران اتقام گيرنده هستم 
  
الا يا اهل العالم !ان جدي الحسين عليه اسلام قتلوه عطشانا
اي مردم جهان ! جدم حسين عليه السلام راتشنه شهيد کردند
 
الا يا اهل العالم ان جدي الحسين عليه السلام طرحوه عريانا

اي مردم جهان ! جدم حسين عليه السلام را برهنه بر زمين انداختن


مادر سادات بی بی حضرت فاطمه سلام الله علیه ما بین در و دیوار امن یجیب می خوا ند .........  صبر کرد وقتی علی علیه السلام  رو با دست بسته !!! فاتح خیبر رو می بردن ...صبر کرد ...!!!
....مطمئنا علی علیه السلام  هم  امن یجیب می خواند ...!  
یوسف تو چاه صبر کرد....! پدرش از بی تابی نابینا شد و برای رسیدن به فرزند ، دعا می کرد و صبر کرد تا نتیجه رو با چشم بینا  دید ! .....  پیرزنی که برای خرید یوسف هم  رفت حتما از خدا خواسته بود که ببیندش ....صبر کرد ...تا یوسف دید ....

 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 13:37  توسط منتظر | 

روميان و نقش آنان در زمان ظهور


برگرفته از كتاب : عصر ظهور
منظور از روم در روايات مربوط به آخر الزمان و ظهور حضرت مهدى (ع )، ملل اروپائى

و قرنهاى اخير، گسترش آنان در امريكا مى باشد، كه فرزندان روم و وارثان امپراطورى

 تاريخى روميان هستند. گاهى گفته مى شود: روميانى كه خداوند متعال سوره اى

 درباره آنان نازل فرموده و پيامبر (ص ) و مسلمانان بعدهابا آنان پيكار نمودند ، غير از 

اينان هستند. زيرا آنان بيزانس ها بودند كه پايتخت آنان ابتدا شهر ((رم )) در ايتاليا

و سپس شهر قسطنطنيه گرديد تا اينكه مسلمانان حدود 500 سال پيش آن را فتح

 نموده و ((اسلامبول )) ناميدند و مردم آن را استانبول تلفظ نمودند.
پاسخ : صحيح است كه روميان هنگام نزول سوره مباركه روم و صدور روايات درباره

آنان كه از طرفداران امپراطورىروم يا بيزانس (معروف ) بودند. امام غربى هاى امروز

افرادى غير آنها نيستند ، بلكه ادامه سياست و تمدن آنها به حساب آمد و بخشى

از آنان شمرده مى شوند.. و ملتهاى فرانسه و بريتانيا و آلمان و غير آن ، از لحاظ فرهنگ

و سياستو دين ، اركان حقيقى امپراطورى روم مى باشند. و اين كه آنها در آن زمان

مناطق تحت نفوذ روم و (مستعمرات آن ) ناميده مى شدند، اين حقيقت را نفى

 نمى كند.بلكه سرداران بيزانس رومى خود به مدت 2 هزار سال پايتخت شان رم و

قسطنطنيه بود در حالى كه همه آنان از نژادايتاليائى و ريشه واحدى نبودند، بلكه از

ريشه و نژادهاى متعدد اروپائى بودند و بعد از آنكه يونان جزئى از امپراطورى

 روم گرديد، گاهى در ميان آنان يونانيان نيز بچشم مى خوردند . و شايد به همين

دليل باشد كه وقتى امپراطورى تقليدى روم به ضعف گرائيد و در قسطنطنيه و پيرامون

 آن محدود گرديد و در محاصره دريائى از ملتهاى مسلمان قرار گرفت ، اروپائيان

به ادعاى ميراث خوارى به پا خاسته ، وعده اى از سران كشور آلمان و غير آن را،

قيصر (سزار) ناميدند.اين نوع تغيير و تحول در امپراطورى ها و دولتها امرى طبيعى

 است ، چرا كه حكومت از كشورى به كشور ديگر و از ملتى به ملت ديگر انتقال

مى يابد، و اين با باقى ماندن نام و خصوصيتهاى اصلى آن منافات ندارد.
بنابراين ، روايات شريفه اى كه از آينده روميان يا به تعبير عرب ها ((بنى اصفر))

( زرد پوستان ) خبر مى دهد، مرادشان فقط روميان بيزانس ‍ ايتاليائى ، منهاىملل

و قبيله هاى فرنگى و ساير قبايل وابسته به آنها نيست .به همين دليل مسلمانان

 در كتابهاى تاريخى خود از آنها به روميان و گاهى فرنگيها تعبير مى كنند امام در

عين حال به همه آنها رومى گفته ، و آن را به صورت ((اءروام )) جمع مى بندند.
علاوه بر آن ، آنچه از سوره مباركه روم ، آيات 31 و 32 و سوره كهف آيه هاى 12

و 21 و غير آن درباره شرك آنان نسبت به خداوند متعال و احزاب و پيروان آنها

 استفاده مى شود اين است كه مراد از آنان ملتها و احزاب مدعى پيروى

از حضرت مسيح عليه السلام مى باشند. و روشن است كه رهبرى ملتهاى مسيحى

 به دست روميان ايتاليائى و قسطنطنيه بوده سپس غربيها از آنان به ارث برده اند.
نام روم در بسيارى از روايات زمان ظهور آمده از جمله روايات مربوط به فتنه و آشوب

و تسلط آنان بر مسلمانان ، كه قبلا گذشت . و روايات ديگرى درباره حركت ناوگانهاى

 جنگى آنها به سواحل سرزمين هاى عربى ، اندكى پيش از ظهور حضرت مهدى

 عليه السلام ، وجود دارد.



از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند:


((وقتى كه در سرزمين شام بلوايى را مشاهده نمودى ، پس مرگ است و مردن ،

 تا آنكه غربيان به تحرك آمده و روانه سرزمينهاى عربى گردند. كه حوادثى بين آنان رخ

خواهد داد.)) (20)

و فتنه و آشوب شام در روايات مربوط به زمان ظهور به مرحله كشمكشهائى كه

 در سرزمين شام بعد از آشوب و استيلاى اجانب بر امت اسلامى واقع مى شود

اطلاق مى گردد.. به اين معنى كه ((بنى اصفر)) ((غربيها)) خود را ناگزير از

 دخالت مستقيم نظامى مى بينند، بعد از آن كه به واسطه پايدارى مردم آن

سامان و امواج سياسى موجود و درگير آن ، از تسلط بر منطقه پيرامون فلسطين

ناتوان گشته و دخالت نظامى آنها در آينده با مقاومت مسلمانان كشورهاى

 عربى مواجه خواهد شد.



از امير مؤ منان عليه السلام روايت شده كه فرمود:


((در ماه رمضان به هنگام صبح از ناحيه مشرق ندا دهنده اى بانگ برمى آورد كه :

اى اهل ايمان گردهم آييد و از ناحيه مغرب پس از ناپديد شدن شفق ، ندا كننده اى

 ندا سر دهد: اى اهل باطل گرد هم جمع شويد... و روميان به ساحل دريا نزديك

غار اصحاب كهف روى آورده و خداوند آن جوانان را با سگ شان از غارشان برمى انگيزد،

 در بين آنان دو مرد بنام مليخا، و خملاها بوده كه اين دو تسليم اوامر حضرت قائم

عليه السلام خواهند بود.)) (21)

و شايد اين جنبش نظامى ادامه حركت گذشته و يا همان حركت باشد، و روايت

گوياى اين است كه آن جريان نزديك حركت ظهور آن حضرت خواهد بود كه چرا كه

حوادث ، پى در پى و به دنبال نداى آسمانى در ماه رمضان بوجود آمده و تا محرم

ادامه مى يابد، و ظهور آن بزرگوار در شب دهم و روز دهم ماه محرم به وقوع

مى پيوندد.از برخى روايات چنين استفاده مى شود كه نيروهاى غربى آهنگ

 سرزمين شام كرده و در عكا و صور، و طبق اين روايت نزديك غار اصحاب كهف ،

يعنى در انطاكيه از ناحيه ساحل سوريه تركيه ، فرود مى آيند. درباره جوانان اصحاب

 كهف رواياتى وارد شده كه خداوند متعال آنان را در آخرالزمان ظاهر مى نمايد تا

براى مردم علامت و نشانه اى بوده ، و از ياران حضرت مهدى عليه السلام باشند

 و ما آن را در بحث پيرامون ، ياران آن حضرت ياد خواهيم كرد. فلسفه ظاهر

 شدن آنان به هنگام فرود آمدن نيروهاى غربى در آن برهه حساس ، اين است كه

معجزه اى خصوصا براى مسيحيان باشند، زيرا طبق نقل روايات ياران حضرت مهدى

 عليه السلام نسخه هاى اصلى تورات و انجيل را از غار انطاكيه بيرون آورده و به

وسيله آن با رومى ها و يهوديان به بحث و گفتگو مى پردازند،

احتمال دارد اين غار، همان غار معروف اصحاب كهف و يا غار ديگرى باشد.



به نقل از جابر جعفى ، امام باقر عليه السلام كه فرمودند:


((شورشيان روم بزودى روى آورده و در رمله فرود مى آيند، اى جابر: در آن سال ،

در سراسر زمين از ناحيه غرب اختلاف فراوان وجود دارد.)) (22)

البته ممكن است اين شورشگران ، مزدوران غربى ، داوطلبان نبرد با يهود باشند كه

به همين منظور در رمله فلسطينفرود مى آيند، و ظاهرا مراد از اختلاف مذكور

در روايت از ناحيه مغرب زمين و يا غرب ، همان غرب سرزمينهاى اسلامى باشد،

 چرا كه بعد از آن بيان مى كند كه اولين حادثه اى كه به شام يم رسد خراب شدن

 آن است و احتمالا خرابى آنجا به سبب غربى ها باشد.


و آنچه را كه در اين زمينه قابل توجه است ، مطالبى است كه از اهل بيت عليهم السلام ،

 در تفسير اوائل سوره مباركه روم وارد شده است .

((سوگند به اين حروف (الف ، لام ، ميم ) روميان غالب گرديدند، در نزديك ترين

سرزمين و اينان بعد از مغلوب شدن به زودى غالب مى گردند، در اندك سالى

اءمر از آن خداوند است از پيش و آينده و آن روز ايمان آورندگان به يارى

خدا چنين شاد مى گردند هم اوست كه هر كسى را كه خواهد يارى فرمايد، و اوست

 غالب و مهربان )) (23)

از امام باقر عليه السلام روايت شده كه آن حضرت ((يارى خداوند را نسبت به مؤ منين ))

 در آيه شريفه ، به ظهور حضرت مهدى عليه السلام تفسير نموده اند، و گويا

 خداوند آن حضرت را بر روميان پيروز مى گرداند.(24)از جمله روايات ديگر در اين

زمينه ، روايات مربوط به فرود آمدن حضرت عيسى عليه السلام و دعوت نمودن آن

حضرت مسيحيان را به اسلام و پيروى از حضرت مهدى عليه السلام است كه اين

 فرموده خداوند را روشن مى سازد:

((حضرت عيسى عليه السلام نشانه اى است از علامتهاى قيامت )) (25)


((همه اهل كتاب قبل از مردنش به او ايمان مى آورند، و او در روز رستاخيز گواه

بر آنهاست )) (26)

يعنى آن بزرگوار يكى از علائم رستاخيز بوده و هنگامى كه خداوند او را به دنيا فرود

آورد، تمام نصارى و يهود بهاو ايمان آورده و خود و معجزه هايش ‍ را قبل از آنكه از

 دنيا رحلت كند، مى بينند. و در روايت آمده است كه عيسى عليه السلام بوسيله

 حضرت مهدى عليه السلام و معجزاتى كه خداوند در اختيار او نهاده با روميان بحث

و مناظره مى كند. (27)


آن حضرت پس از معجزه فرود آمدنش از آسمان ، در دگرگونى اوضاع سياسى

 و شورانيدن ملتهاى غربى بر ضد فرمانروايانشان ، نقش مهم و اساسى خواهد

داشت ، كه در جريان فرود آمدن آن بزرگوار به بيان آن خواهيم پرداخت .


از جمله روايات مورد بحث ، احاديث مربوط به آتش بس ميان مسلمانان و روميان

مى باشد كه حضرت ، قرارداد عدم تجاوز را با آنان امضاء خواهد نمود، ظاهرا اين

پيمان بعد از نبرد بزرگ قدس است كه در مثلث عكا قدس ‍ انطاكيه بين

 سپاه آن حضرت و لشكريان سفيانى با پشتيبانى يهود و روميان رخ مى دهد و بعد

 از پيروزى حضرت مهدى و ورودش به قدس و فرود آمدن حضرت عيسى عليه السلام

خواهد بود.به نظر مى رسد كه حضرت مسيح عليه السلام در اين درگيرى و نبرد

نقش ‍ وساطت و ميانجى گرى را بر عهده خواهد داشت ، كه درباره آن سخن خواهيم 

 گفت ،

از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود:

((اى عوف ! پيش از رستاخيز شش حادثه را متذكر باش ... از جمله فتنه و آشوبى

 را كه خانه اى از عرب خالى از آن فتنه نخواهد بود، ميان شما و بنى اصفر (غربيها)

 صلحى برقرار مى گردد، سپس با شما پيمان شكنى نموده ، و با هشتاد لشكر كه

هر يك متشكل از 12 هزار سرباز مى باشد به شما حمله ور مى شوند.)) (28)

همچنين از آن حضرت روايت شده كه فرمودند:


((بين شما و روميان چهار پيمان صلح بسته مى شود، كه چهارمين آنها به دست

مردى از خاندان هرقل است كه چند سال (دو سال ) دوام خواهد يافت ، در اين

 هنگام مردى از عبدالقيس به نام سؤ ددبن غيلان پرسيد: در آن روز پيشواى

مردم كيست ؟ حضرت فرمود: مهدى از فرزندانم .)) (29)

در برخى از روايات مدت پيمان نامه صلح هفت سال ذكر شده ، اما غربى ها تنها

پس از دو سال عهدشكنى نموده و پيمان خود را با مسلمانان بر هم زده و با

سپاهى كه متشكل از قريب به يك ميليون سرباز مى باشد با حمل 80 پرچم در

سواحل فلسطين و سرزمين شام ، با مسلمانان درگير مى شوند.


و در پى آن ، حضرت مهدى عليه السلام رهسپار فتح و آزادى اروپا و جهان غير

 اسلام مى گردد كه در بحث حركت ظهور آن حضرت خواهد آمد.


ديگر روايات ارتباط سفيانى با روميان و فرار هواداران وى پس از شكست او به

طرف كشور روم ، و تعقيب آنان توسط ياران حضرت مهدى عليه السلام و بازگرداندن

 آنها را بيان مى كند، از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمودند:

((زمانى كه حضرت قائم عليه السلام قيام نمايد، سپاه خويش را به سوى بنى اميه

 (سفيانيان ) گسيل دارد آنها به سوى روم بگريزند، به آنان مى گويند تا به كيش

 ما در نيائيد شما را راه نخواهيم داد، آنها پذيرفته و روميان آنان را وارد مى كنند و

آنگاه كه ياران حضرت مهدى عليه السلام با روميان مواجه مى شوند، آنها تقاضاى

صلح و امان مى نمايند، پيروان آن حضرت پاسخ مى دهند كه تا هم كيشان ما را

آزاد نكنيد به شما امان نخواهيم داد، سپس آنها را آزاد نموده و به ياران حضرت باز

مى گردانند. (30)

روايات ديگرى نشانگر اين است كه سفيانى داراى فرهنگى غربى بوده ، وى در

 كشور روم بسر مى برد و سپس راهى منطقه شام مى گردد و حركت خود را از

 آنجا آغاز مى كند، چنانكه به بيان آن خواهيم پرداخت ، در كتاب غيبت

طوسى (ره ) آمده است كه :

((سفيانى كه سر كرده قوم است از كشور روم به حركت در آمده در حالى كه چون

 مسيحيان صليب به گردن دارد.)) (31)

از جمله روايات ، احاديث آزادى سرزمين روم توسط حضرت مهدى

عليه السلام و اسلام آوردن روميان بدست آن حضرت است ، البته احتمال دارد

اين امر به دنبال شكستن پيمان صلح و حمله نظامى آنان به ساحل فلسطين و

سرزمينشام و شكست خوردن آنها باشد، چنانكه ممكن است اين درگيرى

سخت ترين نبردهاى روم با حضرت مهدى عليه السلام

باشد كه در پى آن گرايشى در بين ملتهاى آنان نسبت به اسلام پيدا مى شود.



و در برخى از روايات ، آمده است كه :


((با تكبير، هفتاد هزار تن از مسلمانان روم را فتح مى نمايند.)) (32)

بعيد نيست كه سقوط اين پايتخت غربى با تظاهرات غربى ها و تكبير آنان در

حالى كه حضرت مهدى عليه السلام و يارانش آنان را همراهى مى كنند،

انجام شود. از امام باقر عليه السلام روايت شده كه فرمودند:


((آن گاه اهل روم بدست حضرت مهدى عليه السلام اسلام آورده و حضرت

 براى آنان مسجدى را بنا مى كند سپس

 با جانشين قرار دادن يكى از يارانش در آنجا، خود باز مى گردد)) (33)

ظاهرا حضرت مسيح عليه السلام در دگرگونى ملتهاى غرب نقش اساسى داشته ،

و اين امر در خلال دو سه سالى است كه بين امام عليه السلام و غربيان پيمان

صلح برقرار است ، و احتمالا حضرت عيسى عليه السلام در اين برهه ،

 در غرب بسر برده و يا بيشتر حضور او در غرب خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 17:53  توسط منتظر | 

 

انسان وقتی می شنوه که شخصی در طول زندگی خودش موفق شده و به خدمت

 امام زمان خودش رسیده خیلی غبطه می خوره و با خودش می گه: چرا تا حالاخودش

 به این فیض بزرگ نرسیده ولی آیا واقعا راهی برای رسیدن به این آرزوی هست

 یا نه؟؟؟؟؟

بهتره این رو از زبان خود امام زمان بشنویم. امام (عج) می فرماید:

اگر شیعیان ما که خداوند آنان را در راه خودش توفیقشان دهد به راستی در راه وفای

 به عهدی که بر دوش دارند همدل و هماهنگ بودند هرگز سعادت دیدار ما از آنان به

تاخیر نمی افتد.(سعادت دیدار ما زودتر روزی آنان می شود).

     امام مهدی (ع) سخخن می گوید:
1
- همانا در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم و اگر

چنین نبود سختی شدیدی بر شما وارد می شد و دشمنان شما را ریشه کن می ساختند.
(بحارالانوار ج53ص175)
2- پس هر یک از شما باید به آنچه به وسیله ان به دوستی ما نزدیک می شود عمل

کند و باید از آن چه به وسیله ی آن به ناخشنودی و خشم ما می رسد بپرهیزد.
3- هیچ چیز به مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد پس نماز بگزار و بینی

 شیطان را به خاک بمالان.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 17:15  توسط منتظر | 

 

گل نرگس باز آ...
     باز آ که بی تو عالم دیگر صفا ندارد       باز آ که بی تو خورشید نور ضیا ندارد
    مهدی بیا که بی تو افسرده گشته دلها       در گلشنی که گل نیست بلبل نوا ندارد
   مهدی بیا که طی شد ایام ما به حصرت     صبر از فراق تا کی؟ پیمانه جا ندارد
      مهدی بیا و بنگر این جمع بینوا را         جز دامن تو حاجت دستان ما ندارد

 

خوشا دردی که درمانش تو باشی...


خوشا دردی که درمانش تو باشی     خوشا راهی که پایانش تو باشی
خوشا آن دل که دلدلرش تو گردی     خوشا جانی که جانانش تو باشی
خوشا چشمی که رخسار تو بیند     خوشا ملکی سلطانش تو باشی
چه خوش باشد دل امیدواری         که امید و دل و جانش تو باشی
گل و گلزار خوش آید کسی را      که گلزار و گلستانش تو باشی                                  چه باک آید زکس آن را که او را       نگهدار نگهبانش تو باشی
خوشی   و  خرمی   کامرانی       کسی دارد که خواهانش تو باشی
همه شادی و عشرت باشد ای دوست     در آن خانه مث مهمانش تو باشی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 17:13  توسط منتظر | 

راز طول عمر حضرت مهدي (عج)


 

خداي تبارك و تعالي سه ويژگي از سه تن از پيامبران را در قائم ما جاري ساخته است:


 

ولادت او را همچون ولادت حضرت موسي قرار داده است. غيبت او را همانند

غيبت حضرت عيسي مقرر فرموده است. عمر طولاني او را چون عمر حضرت نوح

 قرار داده است. آنگاه به بنده صالح خود -حضرت خضر- عمر طولاني داده تا دليل

 عمر او باشد. در روايات بسياري كه از حضرت رسول اكرم، صلّي‌الله‌عليه‌وآله، و

امامان معصوم به ما رسيده؛ آمده است كه در قائم آل محمد، صلّي‌الله‌عليه‌وآله، سنتي از

 حضرت نوح هست و آن عمر طولاني آن حضرت است.

روزي امام صادق، عليه‌السلام، يكي از اصحاب را مشاهده نمودند كه از طول غيبت

 حضرت ولي‌عصر، عجّل‌الله تعالي‌فرجه‌الشريف، دچار شگفتي شده است. به همين مناسبت

 چنين فرمودند :


خداي تبارك و تعالي سه ويژگي از سه تن از پيامبران را در قائم ما جاري ساخته است:

ولادت او را همچون ولادت حضرت موسي قرار داده است. غيبت او را همانند غيبت

 حضرت عيسي مقرر فرموده است. عمر طولاني او را چون عمر حضرت نوح قرار

 داده است. آنگاه به بنده صالح خود -حضرت خضر- عمر طولاني داده تا دليل عمر او

 باشد. در روايات بسياري كه از حضرت رسول اكرم(ص)،و امامان معصوم به ما

رسيده؛ آمده است كه در قائم آل محمد، صلّي‌الله‌عليه‌وآله، سنتي از حضرت نوح هست و 

آن عمر طولاني آن حضرت است. و در همة اين روايات اين نكته به صورت قطعي و 

 ترديد ناپذير مطرح شده است.


حتي يكبار امام صادق، عليه‌السلام، انكار منكران را تقبيح نموده، چنين فرمودند:


چرا نمي‌پذيرند كه خداوند عمر صاحب اين امر را طولاني گرداند، چنانكه عمر

حضرت نوح، عليه‌السلام، را طولاني نموده بود؟


يكبار ديگر چنين فرمود:
وليّ خدا از عمر طولاني برخوردار خواهد بود. حضرت ابراهيم خليل، عليه‌السلام،

 120 سال عمر كرد ولي به صورت جوان نيرومند سي‌ساله در ميان مردم ظاهر مي‌شد.

 قائم ما نيز به صورت جواني نيرومند ظهور مي‌كند، كه مردم او را انكار مي كنند.
براي ما كه پيرو فرمان پيامبر، صلّي‌الله‌عليه‌وآله، و امامان اهل بيت، عليهم‌السلام، هستيم

هيچ ‌يك از اينها جاي شگفتي نيست، اما عمر طولاني چندين هزار ساله براي بندگان صالح

خدا چون خضر و عيسي و براي بندگان ناشايستي چون شيطان و دجّال واقع شده است.


اما در مورد اينكه به صورت جوان نيرومند ظاهر مي‌شود، داستان‌هاي جالب‌تري هست :


گفته مي‌شود كه «عُزَير» با اهل بيت خود عازم سفر شد و همسرش حامله بود. عزير

در آن زمان پنجاه سال داشت، خدايش او را به مدت صد سال تمام ميراند، آنگاه زنده

ساخت و به صورت يك فرد پنجاه ساله به اهل بيت خود بازگشت، پسرش در حاليكه صد

 سال داشت، از او استقبال كرد ...!


آيا داستان عٌزَير، و استقبال پسر صد ساله از پدر پنجاه ساله شگفت‌انگيزتر است، يا عمر

 طولاني حضرت ولي‌عصر، عليه‌السلام؟!


و شگفت‌انگيزتر از آن داستان «نصر بن دهمان» از قبيله غطفان است كه 190

 سال زندگي كرده، سپس به صورت جوان شاداب و باطراوتي بازگشته و حيرت

و تعجب معاصرين خود را برانگيخته است !!!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 17:12  توسط منتظر | 

  

جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات

                      

  دلواژه هایی با امام زمان 

برای مولایم نوکر خوبی نبودم، می توانستم خیلی بهتر از اینها باشم اما

خواهشهای نفسانی نگذاشت، اگر واقعا امام زمان را دوست می داشتم او را

می دیدم مثل تمام کسانیکه در گوشه و کنار جهان ملاقاتش می کنند و مشکلشان

را مستقیما در میان می گذارند....ولی من برای مولایم هیچ کاری نکردم، اما او به

 من از دور یاد داد که چگونه بدون چشم داشتی به دیگران کمک کنم. آری،

هر وقت برایم مشکلی پیش می آید و کسی نمی تواند حل کند و درها به رویم بسته

می شود تنها مولایم است که مشکلهایم را حل می کند.


 جهت تعجیل در فرج امام زمان (عج) صلوات

اما برا ی مولایم چه می کنم ؟

اگر نیمه شب زودتر بیدار شوم قبل از خواندن نماز شب، نماز امام زمان

عجل الله تعالی فرجه الشریف را می خوانم؛ بعد از آن در نماز شبم اولین 

کسی را که دعا می کنم مولایم است و بعد از نماز به درگاه حق دعا می کنم

که خداوندا امروز هم مثل همیشه امام زمان را واسطه قرار می دهم که دستم

را بگیری تا به بیراهه نروم و پا روی لذتهای دنیوی بگذارم تا در پیشگاه امامم

شرمنده نشوم.و بعد از نماز واجب و مستحب دعای فرج می خوانم، همیشه یکی

از دعاهای قنوتم متعلق به آقاست. اگر روزی دلم از دنیا گرفت بهانه اش

مولاست.بعد از نماز صبح و در وقت خواب برای سلامتی آقا صلوات می فرستم،

بعد از نماز صبح دعای عهد می خوانم و در مراسم صبحگاهی همراه با یاوران

مهدی دعای عهد را زمزمه می کنم.قبل از نماز مغرب که دلم می گیرد زیارت آل

 یاسین (زیارت صاحب الامر) را می خوانم. اگر صدقه ای بدهم برای سلامتی

مولایم است. اگر خدا خواست و کار خیری انجام دادم مثلا اگر آیه ای از قرآن

خواندم ثوابش را به امام زمان علیه السلام و پدر و مادر بزرگوارشان هدیه می کنم.

اما همه اینها یک طرف، جمعه و ندبه چیز دیگری است. من هر جمعه منتظر آمدن

مولایم هستم. مثل کسی که سالهاست منتظر آمدن کسی است. کسی که بیشتر از هر

 کسی دوستش دارد، حرفهایش را می شنود، مشکلهایش را حل می کند و

واسطه بخشش گناهانش است. ندبه برای من خیلی قشنگ است چون همه در جمع

ندبه می کنیم. ندبه روز جمعه خواندن یعنی دیدن مهدی پشت در، اما حجابها

نمی گذارد، یعنی بین ما و مولا اندک فاصله ای است، من فقط عشقم در دنیا ندبه

خواندن است و هر وقت ندبه می خوانم احساس، که نه، مطمئنم که مولایم کنارم

نشسته.و ای کاش هر روز روزنامه ای درمورد معرفی امام زمان علیه السلام

منتشر شود. فرزندان را از کوچکی با امام زمان علیه السلام آشنا کنند.ای زاده یاسین

و طه، ای فرزند صراط المستقیم، ای تسلی بخش زهرای اطهر، ای پور عسگری،

بر ما چه گران است که چهره دلربایت را ببینیم و تو را نشناسیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 16:59  توسط منتظر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ
با سلام
این وبلاگ یک وبلاگ مذهبی است که به همت اعضای پایگاه مقاومت بسیج صاحب الزمان (عج)شهرستان ابهر نوشته شده .
شما عزیزان می توانید برای کسب اطلاعات از فعالیت ها و چگونگی تشکیل این پایگاه ( پایگاه مقاومت بسیج صاحب الزمان (عج) شهرستان ابهر ) از آدرس www.payegahe-basij.blogfa.com استفاده کنید .


پيوندها
پایگاه مقاومت بسیج صاحب الزمان(عج) شهرستان ابهر
هیئت سائلین الزهرا (س) شهرستان ابهر
آستان قدس رضوی
پایگاه مقام معظم رهبری
پایگاه حضرت معصومه (س)
مهدیه تهران
بسوی ظهور
حماسه
آستان مقدس غبدالعظیم (ع)
رمضان
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
دوستان
*»«* نجوا *»«*
*»«* ام ابیها *»«*
*»«* تسبیح *»«*
*»«* یاس کبود *»«*
*»«* سخن نور *»«*
*»«* نگاهی نو *»«*
*»«* دلدادگان *»«*
*»«* نخل میثم *»«*
*»«* عصر ظهور *»«*
*»«* حضور عشق *»«*
*»«* شمیم حضور *»«*
*»«* عطر نرگس *»«*
*»«* قران و عترت *»«*
*»«* انتظاری سبز *»«*
*»«* مصباح الهدایه *»«*
*»«* سه روی سکه *»«*
*»«* عاشق علی اکبر *»«*
*»«* سائل حسین جان *»«*
*»«* نگاه معصومانه عشق *»«*
*»«* پیام امام حسین (ع) *»«*
*»«* سلطان عشق حسین *»«*
*»«* جمعه های سوت و کور *»«*
*»«* مصائب بی بی دو عالم *»«*
*»«* هیئت محبان جواد الائمه *»«*
*»«* دوستداران امام علی (ع) *»«*
*»«* دیوانگان حسین (ع) کاشان *»«*
*»«* یا اباصالح المهدی ادرکنی *»«*
*»«* هیئت عاشقان ابوالفضل (ع) *»«*
*»«* ای غایب از نظر پیدا بخدا میسپارمت *»«*
*»«* هیئت علمدار شهرستان الیگودرز *»«*
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح و نويسنده قالب

کيانوش مشهدي

 
window.onload=titler