تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic پایگاه مقاومت بسیج صاحب الزمان (عج) ابهر
یا اباصالح المهدی ادرکنی

 

  قال الامام المهدی(عج ) 

توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش:

ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر

جز اين بود گرفتارى ها به شما روى می آورد و دشمنان، شما را ريشه كن می كردند.

از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام):

هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك می سازد، عمل كند و

از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور

 ناگهانى انسان را می گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از

كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمی دهد.


تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام):

از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از

 سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف

 آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن

است به طرف ما قرار دهيد.

تحقّق حتمى حق:

خداوند مقدّر فرموده است كه حق به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين

رود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.

خلقت هدفدار و هدايت پايدار:

خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را

 به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران

را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند

و از نافرمانی اش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمی دانند به آنها

 بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و

پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

ظهور حق:

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حق ظاهر خواهد شد و باطل از ميان

 خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

تفتيش ناروا:

حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به

حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و

آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است.

ظهور حق به اذن حق:

ظهوری نيست، مگر به اجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت

دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.

مدّعيان دروغگو:

آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر

 كس قبل از «خروج سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو

 و افترا زننده است; حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.

دنيا در سراشيبى زوال:

دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و

 پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده

كردن سنّت، دعوت میكنم.

ذخيره بزرگ:

من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر

همگى آنان باد) هستم.

حجّت خدا:

ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن

 گفتن داده می شد، هر آينه تمام شك ها را از بين می برديم.

عطسه، نشانه سلامت:

نسيم، خدمتكار حضرت مهدى(عليه السلام) گويد: آن حضرت به من فرمود:آيا تو را

در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامت امان از مرگ تا

 سه روز است.

نماز، طردكننده شيطان:

هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمی مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به

خاك بمال.

اذن مالك:

تصرّف در مال هيچ كس بدون اجازه او جايز نيست.

 استعاذه به خدا:

پناه به خدا میبرم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و

از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه ها.

اسوه هاى حقيقت:

حقّ با ما و در ميان ماست،كسى جز ما چنين نگويد،مگر آن كه

دروغگو و افترا زننده باشد.

ظهور فرج به اذن خدا:

امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت

تعيين كند دروغگوست. و امّا گفته كسانى كه پنداشته اند امام حسين(عليه السلام) كشته

نشده، كفر و دروغ و گمراهى است.

شناخت خدا:

همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم

 نيست و در جسمى هم حلول نكرده، «چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست».

ائمّه(عليهم السلام) دست پرورده هاى پروردگار:

خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست. اگر

 كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمیشود، ما دست پرورده هاى

پروردگارمان، و مردمان، دستپرورده هاى ما هستند.

دانش حقيقى:

دانش، دانش ماست، از كفر كافر، گزندى بر شما نيست.

اتّفاق و وفاى به عهد:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به

عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق میداشتند و عهد و پيمان را محترم میشمردند، سعادت ديدار

 ما به تأخير نمیافتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل میشدند.

پيروان نادان:

حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده اند :نادانان

 و كمخردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند.

بيزارى از غاليان:

من از افرادى كه میگويند: ما اهل بيت [مستقلااز پيش خود و بدون دريافت از

جانب خداوند] غيب میدانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريكيم، ما را از

 مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر میبرند، نزد خدا و رسولش، بيزارى میجويم.

سجده شكر:

سجده شكر از لازمترين و واجبترين مستحبّات است.

فضيلت تعقيبات نماز:

فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى

مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبّات است.

سجده، مخصوص خداست:

سجده بر قبر جايز نيست.

راه اندازى كار مردم:

خودت را [براى خدمت] در اختيار مردم بگذار، و محلّ نشستن خويش را درِ ورودى

خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

امنيّت بخش زمين:

وجود من براى اهل زمين، سبب امان و آسايش است، همچنان كه ستارگان سبب امان

آسمان اند.

رجوع به راويان حديث:

در پيشامدهاى مهمّ اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجّت من

بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.


مطاع، نه مطيع كسى:

هريك از پدرانم بيعت يكى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قيام

خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتى به گردنم نباشد.

 آفتاب پشت ابر:

كيفيت بهره ورى از من در دوران غيبت، مانند كيفيت بهره ورى از آفتاب است هنگامى

كه ابر آن را از چشم ها پنهان سازد.

سبقت اراده خدا بر همه چيز:

راستى كه مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چيزى بر

 توفيق او پيشى نگيرد.

علّت اصلى غيبت امام(عليه السلام):

اما علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفاق افتاده [كه درك آن براى شما سنگين است]

 آن است كه خداوند در قرآن فرموده: «اى مؤمنان از چيزهايى نپرسيد كه اگر آشكارتان

شود، بدتان آيد».

آگاهى هاى امام(عليه السلام):

علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چيزى از اخبار شما بر ما پوشيده

نمی ماند.

دعاى فراوان:

براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فرج و گشايش شماست.

 سؤال نامطلوب:

درهاى سؤال را از آنچه كه مطلوب شما نيست ببنديد.

آخرين اوصيا:

من آخرين نفر از اوصيا هستم، خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم بر

طرف می گرداند.


حجّت خدا در زمين:

زمين خالى از حجّت خدا نيست، يا آشكار است و يا نهان.

علمدار هدايت در هر زمان:

هرگاه علم و نشانه اى پنهان شود، علم ديگرى آشكارگردد، و هر زمان كه ستاره اى

افول كند، ستاره اى ديگر طلوع نمايد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 13:48  توسط کیانوش مشهدی | 

ماه رمضان هم اومد و خیلی زود هم رفت

همه چیز عوض شد خیلیها عزیزاشونو تو این ماه از دست دادن خیلی ها هم عزیزاشونو تو

 این ماه بدست آوردن

بعضیها اولین و بعضیها آخرین ماه رمضونشون بود

خیلیها تو این ماه توبه کردن و شدن یه آدم خوب خیلیها هم نتونستند با شیطون مبارزه کنند

بعضیها از اینکه نمی تونستند روزه بگیرند اعضاب می کشیدن و بعضی بخاطر روزه گرفتن یا

اجبار در گرفتن اون

به هر حال تموم شد . خدا ۳۰ روز به بنده هاش وقت داده بود یا بهتره بگم یه تخفیف خوب به ما

داده بود تا شاید بتونیم بدهی هایی که بهش داریمو یه جوری تسویه کنیم

فقط اونایی تونستن از این تخفیف و فرصت طلایی استفاده کنند که دلشون صاف بود ایمانشون

 قوی بود و اعتقادشون محکم و یا بهتره بگم قدرتشون بالاتر بود چون در  جنگیدن همیشه اونی

میبره که قدرتش بالاست و اونایی که قدرتشون بالا بود تونستن شیطونو شکست بدن و از تخفیف

خدا بهره مند شوند

ولی منو تو چی ؟ آیا تونستیم شیطونو شکست بدیم ؟ آیا از تونستیم از تخفیف خدا بهره

ببریم ؟

۳۰ روز روزه گرفتیم و نماز خوندیم ولی آیا واقعا روزه بودیم ؟

تاحالا شده این سوالاتو از خودتون بپرسین ؟ تا حالا شده بگین که من یه روزه دار واقعی

هستم ؟

اصلا تا حالا روزه دار واقعی بودیم ؟

جواب همه این سوالارو فقط اونی که بالا سرمونه میدونه

فقط اون

اونه که میگه آیا بیشتر بدهکار شدیم یا اینکه تسویه کردیم

میگن اگه ۳۰ روز روزه بگیری آخر ماه هر چی که از خدا بخوای بهت میده

من به این حرف اعتقاد دارم ولی از تو می خوام که اگه خدا اونی که می خواستیرو بهت نداد

 نگو ۳۰ روز روزه گرفتم ولی خدا هیچ چیزی بهم نداد چون اونکه تشخیص میده ما واقعا ۳۰ روز

روزه بودیم یا نه

ما روزه میگیریم به خاطر اون نه برای خودمون

امیدوارم هر چی که از هدا هواستین بهتون بده

در ضمن عید سعید فطر رو هم به همتون تبریک میگم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 9:50  توسط کیانوش مشهدی | 

[رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله] در كودكى شايسته‌ترين مخلوق و در سن كهولت

 نجيب‌ترين و كريمترين آنان بود و اخلاقش از همه پاكان پاكتر بود ...نهج‌البلاغه

 

اميدواريم كه ادعيه زاكيه ولى‌عصر ارواحنافداه و عجل ‌الله ‌تعالى‌ فرجه ‌الشريف، در اين ايام

 و در ماه مبارك رمضان، شامل حال همه‌ى شما و ملت عزيز ايران باشد و ان‌شاءالله

ضعف و تلاش قدرتهاى مستكبر را به چشم ببينيم و ان‌شاءالله روزبه‌روز، پايه‌هاى جمهورى

 اسلامى و ريشه‌هاى آن، مستحكم تر و قويتر و پايدارتر شود.

ali18

سالروز شهادت مولای متقیان و رهبر عدالتخواهان

امام علی(ع)

 بر عموم مسلمانان تسلیت باد

كمينگاه ها فراوانند، تيرهاي فتنه از هر سو مي بارد. چرا جوشن نپوشيم و خود را آرامش

نبخشيم. وقت زمزمه است. زمان نيايش و فصل استجابت است. بايد از خواب به نفع »بيداري«

گذشت. چشم هاي بسته، فرصت تماشا را از ما مي گيرند، خواب را به حرمت »بيداران« ناديده

بگيريم و ديده را به جست و جوي خورشيد، به جست و جوي ستاره ها از شب عبور دهيم! ماه

رمضان را قدر بدانيم. همين شب هاست كه مناجات علي(ع) در نخلستان خاموش مي شود.               


همين شب هاست كه پيش از طلوع آفتاب، برق شمشيري آفتاب را به خسوف مي نشاند.

همين شب هاست كه كودكان يتيم شرنگ يتيمي را ديگر بار در كام مي ريزند. همين شب هاست

 كه آسمان يتيم مي شود و كهكشان كمرشكسته و نخل ها غريب و بي همنوا! ماه رمضان را قدر

 بدانيم، شب قدر در دو قدمي ماست. شبي عزيزتر از هزار ماه، خوب تر از هرچه »روزه« است.

 شبي كه قرآن بر سفره جان ما گذاشته مي شود شبي كه آسمانيان مهمان زمين هستند و

آن قدر فرشته مي آيد كه زمين »تنگ« مي شود. شبي كه خواندن سوره » قدر« را پاداش چنان

 است كه گويي پيش چشم رسول خدا(ص) در خون خود غوطه مي خورد. شبي كه هركه ادراكش

 كرد از همه شب هاي درون خويش رسته است! ماه رمضان را قدر بدانيم وگرنه »بي قدر«

مي مانيم و پس از آن باز دهان بازي هستيم كه زيستن را خوردن و بلعيدن مي فهمد و حيات

را عرصه اي براي بازي، همين!

...پروردگارا! آنچه در نيت ماست، آنچه بر زبان ماست و آنچه در عمل ماست،

همه را براى خود و در راه خود قرار بده و آنها را از ما بپذير. پروردگارا! ما را

به معناى حقيقى كلمه در خدمت اسلام و اهداف اسلامى قرار بده. پروردگارا! ملت

ما را روزبه‌روز به عزت علمى و عملى بيشتر نايل بفرما. پروردگارا! قلب مقدس

ولى‌عصر (ارواحنافداه) را از ما راضى كن. پروردگارا! اين ساعات و اين روزها و

شبها و ايام مغتنم و اكسيرى ماه رمضان را براى ما، براى دلهاى ما، براى بصيرتهاى

ما، براى جانهاى ما و براى عمل ما ان‌شاءالله مبارك بگردان و توفيق بهره‌مندى از

ضيافت خود را در اين ماه به همه‌ى ما عنايت كن.

 وي فرزند ابو طالب بود. علي (ع) ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش

سال در اثر قحطي که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پيغمبر اکرم (ص) از

 خانه پدر به خانه پسر عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي

و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پيغمبر اکرم (ص) به

موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در (غار حرا) وحي آسماني به وي رسيد

وقتي که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود ,  علي (ع)

 به آن حضرت ايمان آورد و باز در مجلسي که پيغمبر اکرم (ص) خويشاوندان نزديک

خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود .

نخستين کسي که از شما دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصيه و وزير من خواهد بود ,

 تنها کسي که از جاي خود بلند شد و ايمان آورد علي (ع) بود و پيغمبر اکرم (ص) ايمان

 او را پذيرفت و وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود و از اين روي علي (ع)

نخستين کسي است در اسلام که ايمان آورد و نخستين کسي که هرگز غير خداي

يگانه را نپرستيد .

  علي (ع) پيوسته ملازم پيغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدينه حجرت

نمود و در شب هجرت نيز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و

 تصميم داشتند آخر شب به خانه ريخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه

نمايند , علي (ع) در بستر پيغمبر اکرم (ص) خوابيده و آن حضرت از خانه

بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد و پس از آن حضرت مطابق وصيتي که کرده بود ,

 امانتهاي مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و دختر پيغمبر را با دو زن ديگر

 برداشته به مدينه حرکت نمود .

در مدينه نيز ملازم پيغمبر اکرم (ص) بود و ان حضرت در هيچ خلوت و جلوتي علي

را کنار نزد و يگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وي تزويج نمود و در موقعي

که ميان اصحاب خود عقد اخوت مي بست او را برادر خود قرار داد

علي در همه جنگها که پيغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ

تبوک که ان حضرت او را در مدينه به جاي خود نشانيده بود و در هيچ جنگي پاي

به عقب نگذاشت و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري مخالفت

 پيامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود :

هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شود

علي (ع) در روز رحلت پيامبر اکرم 33 سال داشت و با اينکه در همه فضايل ديني

سرآمد و در ميان اصحاب پيغمبر ممتاز بود به عنوان اينکهود جوان است و مردم به

واسطه خون  هاي که در جنگها پيشاپيش پيامبر اکرم (ص) ريخته با وي دشمنند از

 خلافت کنارش زدند و به اين ترتيب دست آن حضرت از شوونات عمومي به کلي قطع

 شد وي نيز گوشه خانه را گرفته به تربيت افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خليفه

 پس از رحلت پيامبر اکرم(ص) بود گذرانيده و پس از کشته شدن خليفه سوم مردم

 با ان حضرت بيعت نموده و به خلافت برگزيدند .

آن حضرت در خلافت خود که تقريبا 4 سال و 9 ماه طول کشيد سيرت پيامبر اکرم (ص)

 را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و

البته اين اصلاحات به ضرر برخي از سودجويان تمام مي شد و از اين رود عده اي از

 صحابه که پيشاپيش آنها عايشه , طلحه ,  زبير و معاويه بودند خون خليفه سوم را

دستاويز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و بناي شورش و آشوب گري گذاشتند

آن حضرت براي خوابانيدن فتنه جنگي با عايشه و طلحه و زبير در نزديکي بصره کرد

 که به جنگ جمل معروف است و جنگي با معاويه در مرز عراق و شام کرد که به

جنگ صفين معروف است و يک سال و نيم ادامه داشت و نيز جنگي با خوارج که در

 نهروان کرد و به جنگ نهروان معروف است . به اين ترتيب در ايام خلافت خود

 بيشتر مساعي آن حضرت صرف رفع اختلافات داخلي بود و پس از گذشت زمان کوتاه

 صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در مسجد کوفه در سر نماز به

 دست ابن ملجم که از خوارج بود ضربتي خورده و در شب بيست و يکم همان ماه به

شهادت رسيدند .

نام : علی

لقب : مرتضی

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : عمران ابوطالب

نام مادر : فاطمه

تاریخ ولادت : 13 رجب ( 23 سال قبل از هجرت )

محل ولادت : مکه مکرمه خانه خدا

مدت امامت : 30 سال

مدت عمر: 63 سال

تاریخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمری

علت شهادت : تحریکات قطام

نام قاطل : عبدالرحمن بن ملجم

محل دفن : نجف اشرف

 

شهادت :

 

در سال چهارم هجری جماعتی از خوارج در مکه جلسه ای تشکیل دادند ومسئول تمامی

 اختلافات موجود در جامعه را یه نفر دانستند  که قرار شد که هر سه را اعدام بنمایند که

بدین منظور عبدالرحمن بن ملجم مرادی مسئولیت بشهادت رساندن امام علی (ع) را به عهده

 گرفت ودومی مسئولیت بهلاکت رساندن معاویه در شام را وسومی کشتن عمروبن عاص

 را در مصر .

عبدالرحمن بن ملجم راهی کوفه میشود ، در کوفه با دختری بنام قطامه که دو برادرش در

جنگ نهروان بدست امام علی (ع) کشته شده بود ، برخورد کرده وعاشق وی میشود ، قطامه،

 مهریه خود را کشتن امام علی (ع) قرار می دهد ، عبدالرحمن بن ملجم در سحرگاه 19 رمضان

 سال 40 هجری ، هنگامی که امام در محراب عشق مشغول راز ونیاز بامحبوب خود بود ، با

ضربت بر فرق امام ، فرق امام را میشکافد و...  امام در لحظه ای که ضربت بر فرق مبارکش

وارد شده ( با حالی که حاکی از به نتیجه رسیدن بارسنگینی را از دوش بر زمین گذاشتن

وراحت شدن است ) فریاد برآورد : "فزت برب الکعبه "بخدای کعبه که رستگار شدم .

دادو فریاد ، یا علی را کشتند شروع میشود ،ا بن ملجم که فصد فرار داشته در خارج از

مسجد بوسیله مردم دستگیر میشود.

برای امام به تجویز طبیب شیر می برند ، امام میفرماید که بر ای ابن ملجم هم از همین شیر

ببرید وبه او کاری نداشته باشید ، اگر زنده ماندم خود میدانم واگر نه ، با همان ضربه او را

قصاص کنید .

امام در عصر روز 21 ماه رمضان سال 40 هجری بر اثر عمق زخم وزهری که وارد بدن

 وی بوسیله شمشیر شده بود در حالی که با خدای خویش در راز ونیاز ودر حال نماز بود ،

 جان به جان آفرین تسلیم کرد .

"انا لله وانا الیه راجعون " پیکر شریفش را به نجف اشرف برده وهمان جا بخاک سپردند .

 

گذری کوتاه بر وصایای امام علی (ع) :

 

از خدابترسید وپیروان دنیا نگردید ، هر چه در قرآن است عمل کنید ، قبل از آنکه دیگران

 

بر شما سبقت بگیرند .

 

وضو را ساداب بگیر .

 

خدا را در قرآن بنگرید .

 

خدا را در نماز که ستون دین است بنگرید .

 

خدا را روزهای رمضان شاهد گیرید که روزه سپر آتش است .

 

پس از قرآن واحادیپ نبوی ، سخنی بالاتر از سخنان امام علی (ع)  در دست امت

 

نمی باشد که ... همه مروارید است ودور از خاک وخاشاک ودر این دریای مملو از

 

 درّ وگوهر ومروارید عده بسیاری راز مورخان سعی در جمع آوری وشرح وتوضیح

 

 سخنان امام نموده اند ولیکن در این میان تنها سید شریف رضی استکه توانسته

 

این مجموعه را بطور احسن گرد هم آورد ونام آن را نهج البلاغه نامیده است واین

 

 مجموعه را میتوان کاملترین وموثق ترین جمع آوری دانست .

 

سخنانی گوهر بار از امام علی (ع):

 

 1- سستی درجهاد

 

اگر امروز از خانه هایتان در مقابل دشمن دفاع نکنید ، بعداً از کدام خانه دفاع خواهید

 

 کرد ؟ و با کدام امامی بعد از من به جهاد خواهید رفت ؟

 

2- حکومت :

 

ای مردم ، کسی به کار خلافت وحکومت سزاوارتر است که از همه مردم

 

بر آن کار تواناتر « در امور سیاسی وحل وفصل مسائل وامور خارجی » وبه

 

امر خداوند از همه آنان داناتر باشد « از نظر حکم شرع ودین الهی -فقه »

 

حال اگر فتنه انگیزی به فتنه گری بپردازد ، باید نکوهش شود وخواسته شود

 

تا به حق باز گردد. اگر خودداری نمود باید کشته شود .

 

3- وحدت :

 

پس دست خدا با جماعت است ، پس دوری کنید از اختلافات وجدائی ، زیرا آنکه از جمع

 

مردم جدا شود شیطان براو دست یابد . چنانکه گوسفند جدا شده از گله نصیب  گرگ

 

میشود ، هوشیار باشید هرکه شما را به راهی بخواند که تفرقه واختلاف در آن باشد او

 

را بکشید اگر چه خود من باشم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 10:21  توسط کیانوش مشهدی | 

ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما

خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود:

 اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى

است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و

به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب

 بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى

 انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است و ماه

روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مى‏گردد،

و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از

 آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.

فضيلت اعمال مستحبى ماه رمضان

دعا و استغفار

قال على بن ابيطالب(ع):عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع

عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم.

ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا

 از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است.

توضيح:از وظايف روزه داران در اين ماه، دعا و درخواست‏حوايج از حضرت حق

است كه بنده احساس نياز به پيشگاه بى نياز كرده، و دستهاى احتياج خويش را به

درگاه او دراز مى‏كند.

 روزهاى ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة

 و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ايامه افضل الايام و ليالى

افضل الليالى و ساعاته افضل الساعات.

ترجمه:اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است

 كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و

 ساعاتش بهترين ساعات.

 اعتكاف

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتين و

عمرتين.

ترجمه: اعتكاف در يك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.

توضيح:در ايام و ليالى مقدسه‏اى، طبق روايات رسيده از ائمه معصومين (عليهم السلام)

مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك رمضان را

در مسجد معتكف شود، كه پيامبر اكرم(ص) در تمامى عمرش چنين مى‏كرد.

 تلاوت قرآن

بهترين اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه

 تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است،

از اجر و ثواب ويژه‏اى برخوردار است .

قال ابو جعفر (عليه السلام): لكل شى‏ء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان . ترجمه:براى

هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.بنا بر اين امتيازات قرآن به اعتبار

 نزولش در ماه رمضان از ماههاى ديگر بيشتر است.

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):من تلافيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم

 القرآن فى غيره من الشهور. ترجمه:اگر كسى در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند،

 ثوابش مثل كسى است كه در غير ماه رمضان يك ختم قرآن كرده است.

 افطارى و صدقه دادن

قال الباقر (عليه السلام) :يا سدير، هل تدرى اى ليال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان

 هذه ليالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل ليلة من هذه الليالى

عشر رقاب من ولد اسمعيل؟ فقال له سدير بابى انت و امى لا يبلغ مالى ذاك، فما زال ينقص

 حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك يقول: «لا اقدر عليه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى

كل ليلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (عليه السلام): فذاك الذى اردت يا

 سدير، ان افطارك اخاك المسلم يعدل عتق رقبة من ولد اسماعيل عليه السلام. ترجمه:

اى سدير! آيا مى‏دانى چه شبهايى است اين شبها؟ سدير گفت: بلى فدايت گردم اين شبها

شبهاى ماه رمضان است، مگر اين شبها چگونه است؟ امام (عليه السلام) فرمودند:

 آيا قدرت دارى هر شب از اين شبها ده بنده از فرزندان اسماعيل (ع) را آزاد كنى؟

پس سدير عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، ثروتم كفاف نمى‏دهد، پس امام پيوسته

تعداد بنده‏ها را كم كرد، تا رسيد به يكى در تمام اين ماه، سدير گفت: قدرت ندارم پس

امام(ع) به او فرمود: آيا قدرت ندارى هر شب يك مسلمان روزه‏دارى را افطار دهى؟

سدير عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مى‏توانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود:

اى سدير همان است كه اراده كردى يعنى با افطارى دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و

آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعيل (ع) نايل مى‏گردى.

توضيح:خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق مى‏كند در خوردنيها و آشاميدنيها محاسبه

نمى‏كند ولى در اين امر «اسراف‏» نشود.

ابى عبد الله عليه السلام:من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعين نوعا

من البلاء.

ترجمه:هر كس در ماه رمضان صدقه‏اى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دو مى‏كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 11:47  توسط کیانوش مشهدی | 

 

كلام رمضان

رمضان، دعوت است و تو مهمان.

رمضان دعوتى است معنوى و تو ميهمان خدايى.

مگر نه اينكه مهمان بايد به دلخواه صاحبخانه رفتار كند؟

مگر نه اينكه هر چه را ميزبان آورد بايد تناول كرد و هر جا كه او گفت، آرميد؟!...

تو اينك، در كجاى جهانى؟ و جايگاه تو در پهنه خلقت كجاست؟

براى چه آمده اى؟

تا كجا می توانى پرواز كنى و با كدام بال و پر و به سوى كدام مقصود و در كدام جهت؟

آيا خود را شناختهاى تا بدانى كه براى چه كارى؟

آيا استعدادهايت را بازشناسى كردهاى كه بدانى تا كجا می توانى پيش بروى؟

و... اساساً مال اين جهانى يا متعلّق به آن جهان؟

براى بقايى يا فنا؟

براىماندن يارفتن براى عروج ياسقوط؟ براى صعوديا براى هبوط؟...

هيچ انديشيده اى كه در پرواز، چه عاملى نيرويت مى دهد و كدام عامل، بال و پرت را مى شكند؟

در حركت، چه انگيزه اى به سوى بهشتت مى برد و كدام نيّت در آتشت مى افكند؟

چه عملى از حركت بازت مى دارد و كدامين عمل شتابانش مى كند؟

چه كارى به عفونتِ «خود خواهى» گرفتارت مى كند و چه كارى به طراوت و عطر «خداجويى» و

 «خدايابى» مى رساندت؟!... .

ابليس را شناخته اى تا از دشمنى اش در امان باشى؟

شيطان را شناخته اى تا از وسوسه هايش مصونيّت يابى؟

با«نفس امّاره» وميدان عملش وزمينه تلاش واغوايش آشنا شده اى تا در آن ميدان، از پشت،

 ضربهنخورى، بلكه بتوانى پشتِ نفس را بر خاك بمالى و به زمين برسانى، با نيروى تقوا و با فنِّ

«جهاد اكبر»؟... .

راه رشد و تزكيه و عوامل «فلاح» و علل «فجور» را مى دانى؟

دنياى «تو در تو» و شگفتِ «دل» را گشته اى؟

«نفسِ» هزار چهره را شناخته اى تا با هر نقابى كه بر نفسانيّت مى زند و پيش مى آيد آنرا

 بشناسى و از هر جا حمله آورد، به ضدّ حمله بپردازى و هرگاه زهر ريخت، پاد زهر بكار برى؟

«رمضان»، براى سلوك اين راه است.

براى هجرت درونى است. براى سير در دنياى باطن است.

براى مرور بر نفسانيات و اخلاقيّات است.

براى آنست كه ملكات نفسانى را در جان خويش پرورش ده.

براى آنست كه ارزشهاى متعالى را در عمق وجود خويش جاى دهى و پديد آورى.

براى آنست كه «اخلاق»، جزءِ بافتِ درونى تو شود، نه حركتِ خشك بيرونى.

اگر دل را در اختيار صالحات گذاشتى،

اگر شوق به خير و تقوا در عشق به الله را در دل مشتعل ساختى.

ديگر «حسنات» و «صالحات»، جريان زلالى مى شود كه خودبه خود از آن چشمه مى جوشد و از

درون به بيرون سرايت مى كند و از «قلب»، به «اندام» مى رسد، و از «دل» بر «ديده» تأثير

 مى گذارد.

اگر به ديدار رمضان مى روى، ـ كه لقاءِ خداوند نيز مى باشد ـ بايد چهره جان را هم بيارايى و

 «جمال باطن» را هم داشته باشى.

اخلاق، زيبايى درون است كه به ظاهر، جارى مى شود.

تقوا، هدايت باطنى است كه در عمل خارجى، راه مى?نمايد.

رمضان، فرصت محاسبه است.

تو اگر سالكِ راه هدايتى،

تو اگر به «خودسازى» علاقه مندى

تو اگر براى رشد و كمال خود، بهايى قائل هستى.

فرصت رمضان را مغتنم بشمار.

فضايل اخلاقى خود را بازرسى و بازشناسى كن.

اگر نيست، پديدآور،

اگر هست، تقويت كن.

اگر اندك است، افزونش ساز،

اگر بسيار است، سپاس خدا بگو.

اگر متزلزل است، استوارش كن،

اگر گهگاه است، استمرارش بخش.

خلاصه... در اين ماه، به «خود» برس.

تو، يك «از پيش ساخته تغييرناپذير» نيستى.

تو بر جبر، سرشته نشده اى.

تو«چگونه بودن» و«چگونه شدن» خويش رامى توانى انتخاب كنى.

ترسيم سيماى اخلاق در دست توست.

چهره را مى توان با «آرايش» يا «آلايش»، زيبا يا زشت كرد.

چهره باطن هم توسّط اخلاق، قابل تغيير و زشت و زيبا شدن است.

رمضان، فرصتِ استفاده از «نفحاتِ ربّ» است.

جان را در مسير وزش اين نسيم قرار بده، تا طيران معنوى كند.

دل را به آواى ملكوتىِ «سحر»ها و «نجوا»ها و «مناجات»ها و «تلاوت»ها بسپار.

رمضان، موسم «عبادت» است و عبادت، غذاى روح است.

رمضان، فصل مناجات و دعاست. و دعا، نردبان تعالى جان است.

رمضان، دوره تزكيه و تهذيب و تربيت و ساختن و مقاومت كردن و تحمّل نمودن است.

ايّام عفاف وكنترل وامساك وتوجّه به خدا و تقرب به پروردگار است.

دريغ...كه اين فرصت بگذرد وكارى نكنى كه خداراازخويش راضى كنى.

از تو حركت و همّت، از خدا بركت و توفيق... ان شاءالله.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 15:46  توسط کیانوش مشهدی | 

حلول ماه مبارک رمضان رو به تمام مسلمانان و شیعیان تبریک 

عرض می کنم امیدوارم طاعات و عبادات شما عزیزان

مورد قبول حق قرار گیرد   . 

دستانت پر از دعاست ، حالا دیگر گرسنگی و تشنگی فراموشت شده ...پر از

 یاد خدایی ، عین روزهای خدا را زندگی می کنی و لحظه های ناب الهی را

 بی قرار میشوی ....سحر که پر از مهتاب شدی ، آسمان را شایسته باش ، هنگام

 افطارمبارک شو ، تماشایی باش ، تا می توانی نیکی کن همه را ، آنقدر روشن

شو که یازده ماه دیگر ، هرگز تاریکی را دچار نشوی .....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 11:25  توسط کیانوش مشهدی | 


  

 
سلام

سلامی گرم به تمام عاشقان آقا

ورود شما عزیزان را به وبلاگ پایگاه مقاومت بسیج

 صاحب الزمان (عج) خوشآمد گفته و در سایه ی منجی

عالم بشریت از خداوند منان برای شما آرزوی

 موفقیت و سلامتی دارم .

 

          اللهم عجل لولیک الفرج

حضرت مهدي(عج) فرمودند:

«همانا من براي شيعه اي که مصيبت جد شهيدم را

 ياد کند و سپس براي تعجيل در فرج و تاييد ( امر من ) دعا نمايد،  دعا

خواهم کرد» / بسم الله الرحمن الرحيم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَةِ بْنِ الْحَسنْ،

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِه، فى هذِهِ السّاعَةِ وَ فى كُلِّ ساعَةِ، وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ

قائِداًوَ