![]() |
![]() |
|
| یا اباصالح المهدی ادرکنی |
|
توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش: ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى می آورد و دشمنان، شما را ريشه كن می كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد. عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام): هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك می سازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را می گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمی دهد.
از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد. تحقّق حتمى حق: خداوند مقدّر فرموده است كه حق به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين رود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است. خلقت هدفدار و هدايت پايدار: خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانی اش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمی دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند. ظهور حق: هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حق ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد. تفتيش ناروا: حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است. ظهور حق به اذن حق: ظهوری نيست، مگر به اجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم. مدّعيان دروغگو: آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس قبل از «خروج سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده است; حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست. دنيا در سراشيبى زوال: دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده كردن سنّت، دعوت میكنم. ذخيره بزرگ: من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم. حجّت خدا: ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده می شد، هر آينه تمام شك ها را از بين می برديم. عطسه، نشانه سلامت: نسيم، خدمتكار حضرت مهدى(عليه السلام) گويد: آن حضرت به من فرمود:آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامت امان از مرگ تا سه روز است. نماز، طردكننده شيطان: هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمی مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال. اذن مالك: تصرّف در مال هيچ كس بدون اجازه او جايز نيست. استعاذه به خدا: پناه به خدا میبرم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه ها. اسوه هاى حقيقت: حقّ با ما و در ميان ماست،كسى جز ما چنين نگويد،مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد. ظهور فرج به اذن خدا: امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست. و امّا گفته كسانى كه پنداشته اند امام حسين(عليه السلام) كشته نشده، كفر و دروغ و گمراهى است. شناخت خدا: همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم نيست و در جسمى هم حلول نكرده، «چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست». ائمّه(عليهم السلام) دست پرورده هاى پروردگار: خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست. اگر كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمیشود، ما دست پرورده هاى پروردگارمان، و مردمان، دستپرورده هاى ما هستند. دانش حقيقى: دانش، دانش ماست، از كفر كافر، گزندى بر شما نيست. اتّفاق و وفاى به عهد: اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق میداشتند و عهد و پيمان را محترم میشمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمیافتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل میشدند. پيروان نادان: حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده اند :نادانان و كمخردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند. بيزارى از غاليان: من از افرادى كه میگويند: ما اهل بيت [مستقلااز پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند] غيب میدانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريكيم، ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر میبرند، نزد خدا و رسولش، بيزارى میجويم. سجده شكر: سجده شكر از لازمترين و واجبترين مستحبّات است. فضيلت تعقيبات نماز: فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبّات است. سجده، مخصوص خداست: سجده بر قبر جايز نيست. راه اندازى كار مردم: خودت را [براى خدمت] در اختيار مردم بگذار، و محلّ نشستن خويش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور. امنيّت بخش زمين: وجود من براى اهل زمين، سبب امان و آسايش است، همچنان كه ستارگان سبب امان آسمان اند. رجوع به راويان حديث: در پيشامدهاى مهمّ اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.
هريك از پدرانم بيعت يكى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قيام خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتى به گردنم نباشد. آفتاب پشت ابر: كيفيت بهره ورى از من در دوران غيبت، مانند كيفيت بهره ورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشم ها پنهان سازد. سبقت اراده خدا بر همه چيز: راستى كه مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چيزى بر توفيق او پيشى نگيرد. علّت اصلى غيبت امام(عليه السلام): اما علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفاق افتاده [كه درك آن براى شما سنگين است] آن است كه خداوند در قرآن فرموده: «اى مؤمنان از چيزهايى نپرسيد كه اگر آشكارتان شود، بدتان آيد». آگاهى هاى امام(عليه السلام): علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چيزى از اخبار شما بر ما پوشيده نمی ماند. دعاى فراوان: براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فرج و گشايش شماست. سؤال نامطلوب: درهاى سؤال را از آنچه كه مطلوب شما نيست ببنديد. آخرين اوصيا: من آخرين نفر از اوصيا هستم، خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم بر طرف می گرداند.
زمين خالى از حجّت خدا نيست، يا آشكار است و يا نهان. علمدار هدايت در هر زمان: هرگاه علم و نشانه اى پنهان شود، علم ديگرى آشكارگردد، و هر زمان كه ستاره اى افول كند، ستاره اى ديگر طلوع نمايد . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 13:48 توسط منتظر |
|
|
ماه رمضان هم اومد و خیلی زود هم رفت همه چیز عوض شد خیلیها عزیزاشونو تو این ماه از دست دادن خیلی ها هم عزیزاشونو تو این ماه بدست آوردن بعضیها اولین و بعضیها آخرین ماه رمضونشون بود خیلیها تو این ماه توبه کردن و شدن یه آدم خوب خیلیها هم نتونستند با شیطون مبارزه کنند بعضیها از اینکه نمی تونستند روزه بگیرند اعضاب می کشیدن و بعضی بخاطر روزه گرفتن یا اجبار در گرفتن اون به هر حال تموم شد . خدا ۳۰ روز به بنده هاش وقت داده بود یا بهتره بگم یه تخفیف خوب به ما داده بود تا شاید بتونیم بدهی هایی که بهش داریمو یه جوری تسویه کنیم فقط اونایی تونستن از این تخفیف و فرصت طلایی استفاده کنند که دلشون صاف بود ایمانشون قوی بود و اعتقادشون محکم و یا بهتره بگم قدرتشون بالاتر بود چون در جنگیدن همیشه اونی میبره که قدرتش بالاست و اونایی که قدرتشون بالا بود تونستن شیطونو شکست بدن و از تخفیف خدا بهره مند شوند ولی منو تو چی ؟ آیا تونستیم شیطونو شکست بدیم ؟ آیا از تونستیم از تخفیف خدا بهره ببریم ؟ ۳۰ روز روزه گرفتیم و نماز خوندیم ولی آیا واقعا روزه بودیم ؟ تاحالا شده این سوالاتو از خودتون بپرسین ؟ تا حالا شده بگین که من یه روزه دار واقعی هستم ؟ اصلا تا حالا روزه دار واقعی بودیم ؟ جواب همه این سوالارو فقط اونی که بالا سرمونه میدونه فقط اون اونه که میگه آیا بیشتر بدهکار شدیم یا اینکه تسویه کردیم میگن اگه ۳۰ روز روزه بگیری آخر ماه هر چی که از خدا بخوای بهت میده من به این حرف اعتقاد دارم ولی از تو می خوام که اگه خدا اونی که می خواستیرو بهت نداد نگو ۳۰ روز روزه گرفتم ولی خدا هیچ چیزی بهم نداد چون اونکه تشخیص میده ما واقعا ۳۰ روز روزه بودیم یا نه ما روزه میگیریم به خاطر اون نه برای خودمون امیدوارم هر چی که از هدا هواستین بهتون بده در ضمن عید سعید فطر رو هم به همتون تبریک میگم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 9:50 توسط منتظر |
|
|
[رسول خدا صلىاللهعليهوآله] در كودكى شايستهترين مخلوق و در سن كهولت نجيبترين و كريمترين آنان بود و اخلاقش از همه پاكان پاكتر بود ...نهجالبلاغه
اميدواريم كه ادعيه زاكيه ولىعصر ارواحنافداه و عجل الله تعالى فرجه الشريف، در اين ايام و در ماه مبارك رمضان، شامل حال همهى شما و ملت عزيز ايران باشد و انشاءالله ضعف و تلاش قدرتهاى مستكبر را به چشم ببينيم و انشاءالله روزبهروز، پايههاى جمهورى اسلامى و ريشههاى آن، مستحكم تر و قويتر و پايدارتر شود.
سالروز شهادت مولای متقیان و رهبر عدالتخواهان امام علی(ع) بر عموم مسلمانان تسلیت باد كمينگاه ها فراوانند، تيرهاي فتنه از هر سو مي بارد. چرا جوشن نپوشيم و خود را آرامش نبخشيم. وقت زمزمه است. زمان نيايش و فصل استجابت است. بايد از خواب به نفع »بيداري« گذشت. چشم هاي بسته، فرصت تماشا را از ما مي گيرند، خواب را به حرمت »بيداران« ناديده بگيريم و ديده را به جست و جوي خورشيد، به جست و جوي ستاره ها از شب عبور دهيم! ماه رمضان را قدر بدانيم. همين شب هاست كه مناجات علي(ع) در نخلستان خاموش مي شود.
همين شب هاست كه كودكان يتيم شرنگ يتيمي را ديگر بار در كام مي ريزند. همين شب هاست كه آسمان يتيم مي شود و كهكشان كمرشكسته و نخل ها غريب و بي همنوا! ماه رمضان را قدر بدانيم، شب قدر در دو قدمي ماست. شبي عزيزتر از هزار ماه، خوب تر از هرچه »روزه« است. شبي كه قرآن بر سفره جان ما گذاشته مي شود شبي كه آسمانيان مهمان زمين هستند و آن قدر فرشته مي آيد كه زمين »تنگ« مي شود. شبي كه خواندن سوره » قدر« را پاداش چنان است كه گويي پيش چشم رسول خدا(ص) در خون خود غوطه مي خورد. شبي كه هركه ادراكش كرد از همه شب هاي درون خويش رسته است! ماه رمضان را قدر بدانيم وگرنه »بي قدر« مي مانيم و پس از آن باز دهان بازي هستيم كه زيستن را خوردن و بلعيدن مي فهمد و حيات را عرصه اي براي بازي، همين!
...پروردگارا! آنچه در نيت ماست، آنچه بر زبان ماست و آنچه در عمل ماست، همه را براى خود و در راه خود قرار بده و آنها را از ما بپذير. پروردگارا! ما را به معناى حقيقى كلمه در خدمت اسلام و اهداف اسلامى قرار بده. پروردگارا! ملت ما را روزبهروز به عزت علمى و عملى بيشتر نايل بفرما. پروردگارا! قلب مقدس ولىعصر (ارواحنافداه) را از ما راضى كن. پروردگارا! اين ساعات و اين روزها و شبها و ايام مغتنم و اكسيرى ماه رمضان را براى ما، براى دلهاى ما، براى بصيرتهاى ما، براى جانهاى ما و براى عمل ما انشاءالله مبارك بگردان و توفيق بهرهمندى از ضيافت خود را در اين ماه به همهى ما عنايت كن.
نام : علی لقب : مرتضی کنیه : ابوالحسن نام پدر : عمران ابوطالب نام مادر : فاطمه تاریخ ولادت : 13 رجب ( 23 سال قبل از هجرت ) محل ولادت : مکه مکرمه خانه خدا مدت امامت : 30 سال مدت عمر: 63 سال تاریخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمری علت شهادت : تحریکات قطام نام قاطل : عبدالرحمن بن ملجم محل دفن : نجف اشرف
شهادت :
در سال چهارم هجری جماعتی از خوارج در مکه جلسه ای تشکیل دادند ومسئول تمامی اختلافات موجود در جامعه را یه نفر دانستند که قرار شد که هر سه را اعدام بنمایند که بدین منظور عبدالرحمن بن ملجم مرادی مسئولیت بشهادت رساندن امام علی (ع) را به عهده گرفت ودومی مسئولیت بهلاکت رساندن معاویه در شام را وسومی کشتن عمروبن عاص را در مصر . عبدالرحمن بن ملجم راهی کوفه میشود ، در کوفه با دختری بنام قطامه که دو برادرش در جنگ نهروان بدست امام علی (ع) کشته شده بود ، برخورد کرده وعاشق وی میشود ، قطامه، مهریه خود را کشتن امام علی (ع) قرار می دهد ، عبدالرحمن بن ملجم در سحرگاه 19 رمضان سال 40 هجری ، هنگامی که امام در محراب عشق مشغول راز ونیاز بامحبوب خود بود ، با ضربت بر فرق امام ، فرق امام را میشکافد و... امام در لحظه ای که ضربت بر فرق مبارکش وارد شده ( با حالی که حاکی از به نتیجه رسیدن بارسنگینی را از دوش بر زمین گذاشتن وراحت شدن است ) فریاد برآورد : "فزت برب الکعبه "بخدای کعبه که رستگار شدم . دادو فریاد ، یا علی را کشتند شروع میشود ،ا بن ملجم که فصد فرار داشته در خارج از مسجد بوسیله مردم دستگیر میشود. برای امام به تجویز طبیب شیر می برند ، امام میفرماید که بر ای ابن ملجم هم از همین شیر ببرید وبه او کاری نداشته باشید ، اگر زنده ماندم خود میدانم واگر نه ، با همان ضربه او را قصاص کنید . امام در عصر روز 21 ماه رمضان سال 40 هجری بر اثر عمق زخم وزهری که وارد بدن وی بوسیله شمشیر شده بود در حالی که با خدای خویش در راز ونیاز ودر حال نماز بود ، جان به جان آفرین تسلیم کرد . "انا لله وانا الیه راجعون " پیکر شریفش را به نجف اشرف برده وهمان جا بخاک سپردند .
گذری کوتاه بر وصایای امام علی (ع) :
از خدابترسید وپیروان دنیا نگردید ، هر چه در قرآن است عمل کنید ، قبل از آنکه دیگران
بر شما سبقت بگیرند .
وضو را ساداب بگیر .
خدا را در قرآن بنگرید .
خدا را در نماز که ستون دین است بنگرید .
خدا را روزهای رمضان شاهد گیرید که روزه سپر آتش است .
پس از قرآن واحادیپ نبوی ، سخنی بالاتر از سخنان امام علی (ع) در دست امت
نمی باشد که ... همه مروارید است ودور از خاک وخاشاک ودر این دریای مملو از
درّ وگوهر ومروارید عده بسیاری راز مورخان سعی در جمع آوری وشرح وتوضیح
سخنان امام نموده اند ولیکن در این میان تنها سید شریف رضی استکه توانسته
این مجموعه را بطور احسن گرد هم آورد ونام آن را نهج البلاغه نامیده است واین
مجموعه را میتوان کاملترین وموثق ترین جمع آوری دانست .
سخنانی گوهر بار از امام علی (ع):
1- سستی درجهاد
اگر امروز از خانه هایتان در مقابل دشمن دفاع نکنید ، بعداً از کدام خانه دفاع خواهید
کرد ؟ و با کدام امامی بعد از من به جهاد خواهید رفت ؟
2- حکومت :
ای مردم ، کسی به کار خلافت وحکومت سزاوارتر است که از همه مردم
بر آن کار تواناتر « در امور سیاسی وحل وفصل مسائل وامور خارجی » وبه
امر خداوند از همه آنان داناتر باشد « از نظر حکم شرع ودین الهی -فقه »
حال اگر فتنه انگیزی به فتنه گری بپردازد ، باید نکوهش شود وخواسته شود
تا به حق باز گردد. اگر خودداری نمود باید کشته شود .
3- وحدت :
پس دست خدا با جماعت است ، پس دوری کنید از اختلافات وجدائی ، زیرا آنکه از جمع
مردم جدا شود شیطان براو دست یابد . چنانکه گوسفند جدا شده از گله نصیب گرگ
میشود ، هوشیار باشید هرکه شما را به راهی بخواند که تفرقه واختلاف در آن باشد او
را بکشید اگر چه خود من باشم .
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 10:21 توسط منتظر |
|
|
ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما خطبهاى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود: اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزهاش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضهاى انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مىگردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.
فضيلت اعمال مستحبى ماه رمضان دعا و استغفار قال على بن ابيطالب(ع):عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم. ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است. توضيح:از وظايف روزه داران در اين ماه، دعا و درخواستحوايج از حضرت حق است كه بنده احساس نياز به پيشگاه بى نياز كرده، و دستهاى احتياج خويش را به درگاه او دراز مىكند.
روزهاى ماه رمضانقال رسول الله (صلى الله عليه و آله):ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ايامه افضل الايام و ليالى افضل الليالى و ساعاته افضل الساعات. ترجمه:اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات. اعتكافقال رسول الله (صلى الله عليه و آله): اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتين و عمرتين. ترجمه: اعتكاف در يك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است. توضيح:در ايام و ليالى مقدسهاى، طبق روايات رسيده از ائمه معصومين (عليهم السلام) مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك رمضان را در مسجد معتكف شود، كه پيامبر اكرم(ص) در تمامى عمرش چنين مىكرد.
تلاوت قرآنبهترين اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ويژهاى برخوردار است . قال ابو جعفر (عليه السلام): لكل شىء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان . ترجمه:براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.بنا بر اين امتيازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى ديگر بيشتر است. قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):من تلافيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غيره من الشهور. ترجمه:اگر كسى در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غير ماه رمضان يك ختم قرآن كرده است. افطارى و صدقه دادنقال الباقر (عليه السلام) :يا سدير، هل تدرى اى ليال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان هذه ليالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل ليلة من هذه الليالى عشر رقاب من ولد اسمعيل؟ فقال له سدير بابى انت و امى لا يبلغ مالى ذاك، فما زال ينقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك يقول: «لا اقدر عليه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى كل ليلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (عليه السلام): فذاك الذى اردت يا سدير، ان افطارك اخاك المسلم يعدل عتق رقبة من ولد اسماعيل عليه السلام. ترجمه: اى سدير! آيا مىدانى چه شبهايى است اين شبها؟ سدير گفت: بلى فدايت گردم اين شبها شبهاى ماه رمضان است، مگر اين شبها چگونه است؟ امام (عليه السلام) فرمودند: آيا قدرت دارى هر شب از اين شبها ده بنده از فرزندان اسماعيل (ع) را آزاد كنى؟ پس سدير عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، ثروتم كفاف نمىدهد، پس امام پيوسته تعداد بندهها را كم كرد، تا رسيد به يكى در تمام اين ماه، سدير گفت: قدرت ندارم پس امام(ع) به او فرمود: آيا قدرت ندارى هر شب يك مسلمان روزهدارى را افطار دهى؟ سدير عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مىتوانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود: اى سدير همان است كه اراده كردى يعنى با افطارى دادن ده روزهدار به ثواب عتق و آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعيل (ع) نايل مىگردى. توضيح:خداوند انسان روزهدار را بر آنچه انفاق مىكند در خوردنيها و آشاميدنيها محاسبه نمىكند ولى در اين امر «اسراف» نشود. ابى عبد الله عليه السلام:من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعين نوعا من البلاء. ترجمه:هر كس در ماه رمضان صدقهاى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دو مىكند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 11:47 توسط منتظر |
|
|
كلام رمضان
رمضان، دعوت است و تو مهمان. رمضان دعوتى است معنوى و تو ميهمان خدايى. مگر نه اينكه مهمان بايد به دلخواه صاحبخانه رفتار كند؟ مگر نه اينكه هر چه را ميزبان آورد بايد تناول كرد و هر جا كه او گفت، آرميد؟!... تو اينك، در كجاى جهانى؟ و جايگاه تو در پهنه خلقت كجاست؟ براى چه آمده اى؟
تا كجا می توانى پرواز كنى و با كدام بال و پر و به سوى كدام مقصود و در كدام جهت؟ آيا خود را شناختهاى تا بدانى كه براى چه كارى؟ آيا استعدادهايت را بازشناسى كردهاى كه بدانى تا كجا می توانى پيش بروى؟ و... اساساً مال اين جهانى يا متعلّق به آن جهان؟ براى بقايى يا فنا؟ براىماندن يارفتن براى عروج ياسقوط؟ براى صعوديا براى هبوط؟... هيچ انديشيده اى كه در پرواز، چه عاملى نيرويت مى دهد و كدام عامل، بال و پرت را مى شكند؟ در حركت، چه انگيزه اى به سوى بهشتت مى برد و كدام نيّت در آتشت مى افكند؟ چه عملى از حركت بازت مى دارد و كدامين عمل شتابانش مى كند؟ چه كارى به عفونتِ «خود خواهى» گرفتارت مى كند و چه كارى به طراوت و عطر «خداجويى» و «خدايابى» مى رساندت؟!... . ابليس را شناخته اى تا از دشمنى اش در امان باشى؟ شيطان را شناخته اى تا از وسوسه هايش مصونيّت يابى؟ با«نفس امّاره» وميدان عملش وزمينه تلاش واغوايش آشنا شده اى تا در آن ميدان، از پشت، ضربهنخورى، بلكه بتوانى پشتِ نفس را بر خاك بمالى و به زمين برسانى، با نيروى تقوا و با فنِّ «جهاد اكبر»؟... . راه رشد و تزكيه و عوامل «فلاح» و علل «فجور» را مى دانى؟ دنياى «تو در تو» و شگفتِ «دل» را گشته اى؟ «نفسِ» هزار چهره را شناخته اى تا با هر نقابى كه بر نفسانيّت مى زند و پيش مى آيد آنرا بشناسى و از هر جا حمله آورد، به ضدّ حمله بپردازى و هرگاه زهر ريخت، پاد زهر بكار برى؟ «رمضان»، براى سلوك اين راه است. براى هجرت درونى است. براى سير در دنياى باطن است. براى مرور بر نفسانيات و اخلاقيّات است. براى آنست كه ملكات نفسانى را در جان خويش پرورش ده. براى آنست كه ارزشهاى متعالى را در عمق وجود خويش جاى دهى و پديد آورى. براى آنست كه «اخلاق»، جزءِ بافتِ درونى تو شود، نه حركتِ خشك بيرونى. اگر دل را در اختيار صالحات گذاشتى، اگر شوق به خير و تقوا در عشق به الله را در دل مشتعل ساختى. ديگر «حسنات» و «صالحات»، جريان زلالى مى شود كه خودبه خود از آن چشمه مى جوشد و از درون به بيرون سرايت مى كند و از «قلب»، به «اندام» مى رسد، و از «دل» بر «ديده» تأثير مى گذارد. اگر به ديدار رمضان مى روى، ـ كه لقاءِ خداوند نيز مى باشد ـ بايد چهره جان را هم بيارايى و «جمال باطن» را هم داشته باشى. اخلاق، زيبايى درون است كه به ظاهر، جارى مى شود. تقوا، هدايت باطنى است كه در عمل خارجى، راه مى?نمايد. رمضان، فرصت محاسبه است. تو اگر سالكِ راه هدايتى، تو اگر به «خودسازى» علاقه مندى تو اگر براى رشد و كمال خود، بهايى قائل هستى. فرصت رمضان را مغتنم بشمار. فضايل اخلاقى خود را بازرسى و بازشناسى كن. اگر نيست، پديدآور، اگر هست، تقويت كن. اگر اندك است، افزونش ساز، اگر بسيار است، سپاس خدا بگو. اگر متزلزل است، استوارش كن، اگر گهگاه است، استمرارش بخش. خلاصه... در اين ماه، به «خود» برس. تو، يك «از پيش ساخته تغييرناپذير» نيستى. تو بر جبر، سرشته نشده اى. تو«چگونه بودن» و«چگونه شدن» خويش رامى توانى انتخاب كنى. ترسيم سيماى اخلاق در دست توست. چهره را مى توان با «آرايش» يا «آلايش»، زيبا يا زشت كرد. چهره باطن هم توسّط اخلاق، قابل تغيير و زشت و زيبا شدن است. رمضان، فرصتِ استفاده از «نفحاتِ ربّ» است. جان را در مسير وزش اين نسيم قرار بده، تا طيران معنوى كند. دل را به آواى ملكوتىِ «سحر»ها و «نجوا»ها و «مناجات»ها و «تلاوت»ها بسپار. رمضان، موسم «عبادت» است و عبادت، غذاى روح است. رمضان، فصل مناجات و دعاست. و دعا، نردبان تعالى جان است. رمضان، دوره تزكيه و تهذيب و تربيت و ساختن و مقاومت كردن و تحمّل نمودن است. ايّام عفاف وكنترل وامساك وتوجّه به خدا و تقرب به پروردگار است. دريغ...كه اين فرصت بگذرد وكارى نكنى كه خداراازخويش راضى كنى. از تو حركت و همّت، از خدا بركت و توفيق... ان شاءالله. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 15:46 توسط منتظر |
|
|
حلول ماه مبارک رمضان رو به تمام مسلمانان و شیعیان تبریک عرض می کنم امیدوارم طاعات و عبادات شما عزیزان مورد قبول حق قرار گیرد .
دستانت پر از دعاست ، حالا دیگر گرسنگی و تشنگی فراموشت شده ...پر از یاد خدایی ، عین روزهای خدا را زندگی می کنی و لحظه های ناب الهی را بی قرار میشوی ....سحر که پر از مهتاب شدی ، آسمان را شایسته باش ، هنگام افطارمبارک شو ، تماشایی باش ، تا می توانی نیکی کن همه را ، آنقدر روشن شو که یازده ماه دیگر ، هرگز تاریکی را دچار نشوی .....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 11:25 توسط منتظر |
|
|
سلام
سلامی گرم به تمام عاشقان آقا ورود شما عزیزان را به وبلاگ پایگاه مقاومت بسیج صاحب الزمان (عج) خوشآمد گفته و در سایه ی منجی عالم بشریت از خداوند منان برای شما آرزوی موفقیت و سلامتی دارم .
اللهم عجل لولیک الفرج
حضرت مهدي(عج) فرمودند: «همانا من براي شيعه اي که مصيبت جد شهيدم را ياد کند و سپس براي تعجيل در فرج و تاييد ( امر من ) دعا نمايد، دعا خواهم کرد» / بسم الله الرحمن الرحيم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَةِ بْنِ الْحَسنْ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِه، فى هذِهِ السّاعَةِ وَ فى كُلِّ ساعَةِ، وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداًوَ ناصِراً وَ دَليلاً وَعَيْناً، حَتّى تُسْكِينَهُ ژاَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِعَهُ فيها طَويلا ً برحمتک يا ارحم الراحمين / يا وصي الحسن ، والخلف الحجة ، أيها القائم المنتظر المهدي ، يا ابن رسول الله يا حجة الله على خلقه ، يا سيدنا ومولانا ، إنا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك إلى الله ، وقدمناك بين يدي حاجاتنا ، يا وجيها عند الله ، اشفع لنا عند الله
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 10:41 توسط منتظر |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 10:2 توسط منتظر |
|
|
عيد بر عاشقان مبارک باد ![]()
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:6 توسط منتظر |
|
|
در روز ولادت مهدى موعود (عج) حقيقتاً روز عيد همه انسانهاى پاك و آزاده عالم است- مقام معظم رهبري
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 13:49 توسط منتظر |
|
|
در بحث ولادت و راویان ولادت لازم دونستم که در مورد حکیمه خاتون مطلبی نوشته بشه تا در مورد ایشون که یکی از روایان حدیث ولادت هستند بیشتر آشنا شوید ، حضورایشان در کنار نرجس خاتون (مادر امام زمان (عج) ) هنگام ولادت حضرت یکی از نشانه های اثبات ولادت می باشد ....
حضرت مهديعليه السلام است. ولادت و نشأت او در خاندان عصمت و طهارتعليهم السلام بوده است. علوم اسلام را از ائمه هديعليهم السلام کسب فيض نموده و از جمله زناني است که احاديثي به نقل از ايشان در کتابهاي معتبر حديثي شيعه آمده است. او اخبار بسياري را در مورد ازدواج امام حسن عسکريعليه السلام با نرجس خاتون و ولادت امام حجةبنالحسنعليه السلام نقل کرده است: کليني به نقل از محمدبن يحيي به سند معتبر خويش متصل به حکيمه عمه پدر حضرت مهديعليه السلام مينويسد: «وي در شب نيمه شعبان هنگام ولادت حضرت صاحب الامر حاضر بوده است».۱ حضرت جوادعليه السلام مينويسد: «حضرت ابومحمدالحسن العسکري در شب نيمه شعبان مرا طلبيد و فرمود: عمه امشب افطار مهمان ما هستي؛ چون در اين شب باري تعالي حجّت خود را ظاهر خواهد کرد که حجّت او بر اهل زمين خواهد بود. حکيمه ميگويد: پرسيدم: شيخ صدوقرحمه الله به سند معتبر خود از احمد بن ابراهيم نقل کند: «من در سال 262 ق بر حکيمه دختر حضرت جوادعليه السلام وارد گشتم. او از پشت پرده با من سخن ميگفت؛ از امامان سؤال نمودم، او يکي پس از ديگري آنان را بر شمرد تا اينکه به حضرت صاحب الزّمانعليه السلام رسيد. من پرسيدم: اين فرزند در کجا است؟ عليه السلام که مشهور به «جده» است. من گفتم: آيا به کسي اقتدا کنيم که به زن وصيت کرده است؟ حکيمه اين مطلب همانا مانند اقتدا به ابيعبداللّه الحسينعليه السلام است که در صحراي کربلا به خواهرش زينب وصيت نمود۳
نمود و محرم اسرار اهل بيت نبوّتعليهم السلام بود. امامعليه السلام و مادرش نرگس در منزل او پنهان بود. وي در سال 274 ق وفات يافت و در پايين پاي امام حسن عسکري به خاک سپرده شد. منابع : ۱- ر.ک: الکافي، ج 1، ص 330، ح 3؛ کتاب الغيبة، ص 234، کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 424.
اللهم عجل لولیک الفرج شادی روح پاک شهدا صلوات التماس دعا برای فرج آقا امام زمان (عج) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 13:42 توسط منتظر |
|
|
صبرکردن! وقتی درونش رو دیدیم بازهم حکمت داره خلق شده خداست ظاهر رو دیدیم باطن هم دیدم ولی وقتی باطن رو دیدم ...می بینیم که اونهم باز حکمت داره...!!! رسیدن به این حکمت هم چیزی جز رسیدن به (؟)
یک جنبه دیگه و ارتباط نزدیک حکمت این تصویراز دیدگاه انتظار : انتظار هم حکمت خاص خودش رو دارد! رفقای عزیزم این رو هم بدونید که به عقیده من این انتظار و این صبر ظرف نداره که پر بشه و ازش لبریز کنه برای این انتظار هر چه بیشتر صبر کنی شیرین تر میشه زیبا تر میشه شکفته تر میشه مثل گلهای بهشتی میشه وقتی با غبون هم کسی با شه مثل یوسف زهرا مطمئن باش که هیچ وقت این گل خراب نمی شه میوه ها به ثمر میرسه و لذت چیدنش خیلی بالاست می دونم که خوب میدونید میوه خوب یا یک محصول خوب باعث خشنودی با غبان و صاحب محصول میشه که از این ثمره نیز خدا هم راضی میشه !
و حضرت زینب سلام الله علیه صبر کرد... دید چه کرده با دلها ....!... دعا میکرد و امن یجیب می خواند...!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 13:37 توسط منتظر |
|
|
و قرنهاى اخير، گسترش آنان در امريكا مى باشد، كه فرزندان روم و وارثان امپراطورى تاريخى روميان هستند. گاهى گفته مى شود: روميانى كه خداوند متعال سوره اى درباره آنان نازل فرموده و پيامبر (ص ) و مسلمانان بعدهابا آنان پيكار نمودند ، غير از اينان هستند. زيرا آنان بيزانس ها بودند كه پايتخت آنان ابتدا شهر ((رم )) در ايتاليا و سپس شهر قسطنطنيه گرديد تا اينكه مسلمانان حدود 500 سال پيش آن را فتح نموده و ((اسلامبول )) ناميدند و مردم آن را استانبول تلفظ نمودند. آنان كه از طرفداران امپراطورىروم يا بيزانس (معروف ) بودند. امام غربى هاى امروز افرادى غير آنها نيستند ، بلكه ادامه سياست و تمدن آنها به حساب آمد و بخشى از آنان شمرده مى شوند.. و ملتهاى فرانسه و بريتانيا و آلمان و غير آن ، از لحاظ فرهنگ و سياستو دين ، اركان حقيقى امپراطورى روم مى باشند. و اين كه آنها در آن زمان مناطق تحت نفوذ روم و (مستعمرات آن ) ناميده مى شدند، اين حقيقت را نفى نمى كند.بلكه سرداران بيزانس رومى خود به مدت 2 هزار سال پايتخت شان رم و قسطنطنيه بود در حالى كه همه آنان از نژادايتاليائى و ريشه واحدى نبودند، بلكه از ريشه و نژادهاى متعدد اروپائى بودند و بعد از آنكه يونان جزئى از امپراطورى روم گرديد، گاهى در ميان آنان يونانيان نيز بچشم مى خوردند . و شايد به همين دليل باشد كه وقتى امپراطورى تقليدى روم به ضعف گرائيد و در قسطنطنيه و پيرامون آن محدود گرديد و در محاصره دريائى از ملتهاى مسلمان قرار گرفت ، اروپائيان به ادعاى ميراث خوارى به پا خاسته ، وعده اى از سران كشور آلمان و غير آن را، قيصر (سزار) ناميدند.اين نوع تغيير و تحول در امپراطورى ها و دولتها امرى طبيعى است ، چرا كه حكومت از كشورى به كشور ديگر و از ملتى به ملت ديگر انتقال مى يابد، و اين با باقى ماندن نام و خصوصيتهاى اصلى آن منافات ندارد. ( زرد پوستان ) خبر مى دهد، مرادشان فقط روميان بيزانس ايتاليائى ، منهاىملل و قبيله هاى فرنگى و ساير قبايل وابسته به آنها نيست .به همين دليل مسلمانان در كتابهاى تاريخى خود از آنها به روميان و گاهى فرنگيها تعبير مى كنند امام در عين حال به همه آنها رومى گفته ، و آن را به صورت ((اءروام )) جمع مى بندند. و 21 و غير آن درباره شرك آنان نسبت به خداوند متعال و احزاب و پيروان آنها استفاده مى شود اين است كه مراد از آنان ملتها و احزاب مدعى پيروى از حضرت مسيح عليه السلام مى باشند. و روشن است كه رهبرى ملتهاى مسيحى به دست روميان ايتاليائى و قسطنطنيه بوده سپس غربيها از آنان به ارث برده اند. و تسلط آنان بر مسلمانان ، كه قبلا گذشت . و روايات ديگرى درباره حركت ناوگانهاى جنگى آنها به سواحل سرزمين هاى عربى ، اندكى پيش از ظهور حضرت مهدى عليه السلام ، وجود دارد.
تا آنكه غربيان به تحرك آمده و روانه سرزمينهاى عربى گردند. كه حوادثى بين آنان رخخواهد داد.)) (20) در سرزمين شام بعد از آشوب و استيلاى اجانب بر امت اسلامى واقع مى شود اطلاق مى گردد.. به اين معنى كه ((بنى اصفر)) ((غربيها)) خود را ناگزير از دخالت مستقيم نظامى مى بينند، بعد از آن كه به واسطه پايدارى مردم آن سامان و امواج سياسى موجود و درگير آن ، از تسلط بر منطقه پيرامون فلسطين ناتوان گشته و دخالت نظامى آنها در آينده با مقاومت مسلمانان كشورهاى عربى مواجه خواهد شد.
اى اهل ايمان گردهم آييد و از ناحيه مغرب پس از ناپديد شدن شفق ، ندا كننده اىندا سر دهد: اى اهل باطل گرد هم جمع شويد... و روميان به ساحل دريا نزديك غار اصحاب كهف روى آورده و خداوند آن جوانان را با سگ شان از غارشان برمى انگيزد، در بين آنان دو مرد بنام مليخا، و خملاها بوده كه اين دو تسليم اوامر حضرت قائم عليه السلام خواهند بود.)) (21) گوياى اين است كه آن جريان نزديك حركت ظهور آن حضرت خواهد بود كه چرا كه حوادث ، پى در پى و به دنبال نداى آسمانى در ماه رمضان بوجود آمده و تا محرم ادامه مى يابد، و ظهور آن بزرگوار در شب دهم و روز دهم ماه محرم به وقوع مى پيوندد.از برخى روايات چنين استفاده مى شود كه نيروهاى غربى آهنگ سرزمين شام كرده و در عكا و صور، و طبق اين روايت نزديك غار اصحاب كهف ، يعنى در انطاكيه از ناحيه ساحل سوريه تركيه ، فرود مى آيند. درباره جوانان اصحاب كهف رواياتى وارد شده كه خداوند متعال آنان را در آخرالزمان ظاهر مى نمايد تا براى مردم علامت و نشانه اى بوده ، و از ياران حضرت مهدى عليه السلام باشند و ما آن را در بحث پيرامون ، ياران آن حضرت ياد خواهيم كرد. فلسفه ظاهر شدن آنان به هنگام فرود آمدن نيروهاى غربى در آن برهه حساس ، اين است كه معجزه اى خصوصا براى مسيحيان باشند، زيرا طبق نقل روايات ياران حضرت مهدى عليه السلام نسخه هاى اصلى تورات و انجيل را از غار انطاكيه بيرون آورده و به وسيله آن با رومى ها و يهوديان به بحث و گفتگو مى پردازند، احتمال دارد اين غار، همان غار معروف اصحاب كهف و يا غار ديگرى باشد.
در سراسر زمين از ناحيه غرب اختلاف فراوان وجود دارد.)) (22) به همين منظور در رمله فلسطينفرود مى آيند، و ظاهرا مراد از اختلاف مذكور در روايت از ناحيه مغرب زمين و يا غرب ، همان غرب سرزمينهاى اسلامى باشد، چرا كه بعد از آن بيان مى كند كه اولين حادثه اى كه به شام يم رسد خراب شدن آن است و احتمالا خرابى آنجا به سبب غربى ها باشد.
در تفسير اوائل سوره مباركه روم وارد شده است .((سوگند به اين حروف (الف ، لام ، ميم ) روميان غالب گرديدند، در نزديك ترين سرزمين و اينان بعد از مغلوب شدن به زودى غالب مى گردند، در اندك سالى اءمر از آن خداوند است از پيش و آينده و آن روز ايمان آورندگان به يارى خدا چنين شاد مى گردند هم اوست كه هر كسى را كه خواهد يارى فرمايد، و اوست غالب و مهربان )) (23) در آيه شريفه ، به ظهور حضرت مهدى عليه السلام تفسير نموده اند، و گويا خداوند آن حضرت را بر روميان پيروز مى گرداند.(24)از جمله روايات ديگر در اين زمينه ، روايات مربوط به فرود آمدن حضرت عيسى عليه السلام و دعوت نمودن آن حضرت مسيحيان را به اسلام و پيروى از حضرت مهدى عليه السلام است كه اين فرموده خداوند را روشن مى سازد:
بر آنهاست )) (26) آورد، تمام نصارى و يهود بهاو ايمان آورده و خود و معجزه هايش را قبل از آنكه از دنيا رحلت كند، مى بينند. و در روايت آمده است كه عيسى عليه السلام بوسيله حضرت مهدى عليه السلام و معجزاتى كه خداوند در اختيار او نهاده با روميان بحث و مناظره مى كند. (27)
و شورانيدن ملتهاى غربى بر ضد فرمانروايانشان ، نقش مهم و اساسى خواهد داشت ، كه در جريان فرود آمدن آن بزرگوار به بيان آن خواهيم پرداخت .
مى باشد كه حضرت ، قرارداد عدم تجاوز را با آنان امضاء خواهد نمود، ظاهرا اينپيمان بعد از نبرد بزرگ قدس است كه در مثلث عكا قدس انطاكيه بين سپاه آن حضرت و لشكريان سفيانى با پشتيبانى يهود و روميان رخ مى دهد و بعد از پيروزى حضرت مهدى و ورودش به قدس و فرود آمدن حضرت عيسى عليه السلام خواهد بود.به نظر مى رسد كه حضرت مسيح عليه السلام در اين درگيرى و نبرد نقش وساطت و ميانجى گرى را بر عهده خواهد داشت ، كه درباره آن سخن خواهيم گفت ،
از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: را كه خانه اى از عرب خالى از آن فتنه نخواهد بود، ميان شما و بنى اصفر (غربيها) صلحى برقرار مى گردد، سپس با شما پيمان شكنى نموده ، و با هشتاد لشكر كه هر يك متشكل از 12 هزار سرباز مى باشد به شما حمله ور مى شوند.)) (28)
مردى از خاندان هرقل است كه چند سال (دو سال ) دوام خواهد يافت ، در اينهنگام مردى از عبدالقيس به نام سؤ ددبن غيلان پرسيد: در آن روز پيشواى مردم كيست ؟ حضرت فرمود: مهدى از فرزندانم .)) (29) پس از دو سال عهدشكنى نموده و پيمان خود را با مسلمانان بر هم زده و با سپاهى كه متشكل از قريب به يك ميليون سرباز مى باشد با حمل 80 پرچم در سواحل فلسطين و سرزمين شام ، با مسلمانان درگير مى شوند.
اسلام مى گردد كه در بحث حركت ظهور آن حضرت خواهد آمد.
طرف كشور روم ، و تعقيب آنان توسط ياران حضرت مهدى عليه السلام و بازگرداندن آنها را بيان مى كند، از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمودند: (سفيانيان ) گسيل دارد آنها به سوى روم بگريزند، به آنان مى گويند تا به كيش ما در نيائيد شما را راه نخواهيم داد، آنها پذيرفته و روميان آنان را وارد مى كنند و آنگاه كه ياران حضرت مهدى عليه السلام با روميان مواجه مى شوند، آنها تقاضاى صلح و امان مى نمايند، پيروان آن حضرت پاسخ مى دهند كه تا هم كيشان ما را آزاد نكنيد به شما امان نخواهيم داد، سپس آنها را آزاد نموده و به ياران حضرت باز مى گردانند. (30) كشور روم بسر مى برد و سپس راهى منطقه شام مى گردد و حركت خود را از آنجا آغاز مى كند، چنانكه به بيان آن خواهيم پرداخت ، در كتاب غيبت طوسى (ره ) آمده است كه : مسيحيان صليب به گردن دارد.)) (31) عليه السلام و اسلام آوردن روميان بدست آن حضرت است ، البته احتمال دارد اين امر به دنبال شكستن پيمان صلح و حمله نظامى آنان به ساحل فلسطين و سرزمينشام و شكست خوردن آنها باشد، چنانكه ممكن است اين درگيرى سخت ترين نبردهاى روم با حضرت مهدى عليه السلام باشد كه در پى آن گرايشى در بين ملتهاى آنان نسبت به اسلام پيدا مى شود.
حالى كه حضرت مهدى عليه السلام و يارانش آنان را همراهى مى كنند،انجام شود. از امام باقر عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
براى آنان مسجدى را بنا مى كند سپس با جانشين قرار دادن يكى از يارانش در آنجا، خود باز مى گردد)) (33) و اين امر در خلال دو سه سالى است كه بين امام عليه السلام و غربيان پيمان صلح برقرار است ، و احتمالا حضرت عيسى عليه السلام در اين برهه ، در غرب بسر برده و يا بيشتر حضور او در غرب خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 17:53 توسط منتظر |
|
|
انسان وقتی می شنوه که شخصی در طول زندگی خودش موفق شده و به خدمت امام زمان خودش رسیده خیلی غبطه می خوره و با خودش می گه: چرا تا حالاخودش به این فیض بزرگ نرسیده ولی آیا واقعا راهی برای رسیدن به این آرزوی هست یا نه؟؟؟؟؟ بهتره این رو از زبان خود امام زمان بشنویم. امام (عج) می فرماید: اگر شیعیان ما که خداوند آنان را در راه خودش توفیقشان دهد به راستی در راه وفای به عهدی که بر دوش دارند همدل و هماهنگ بودند هرگز سعادت دیدار ما از آنان به تاخیر نمی افتد.(سعادت دیدار ما زودتر روزی آنان می شود). امام مهدی (ع) سخخن می گوید: چنین نبود سختی شدیدی بر شما وارد می شد و دشمنان شما را ریشه کن می ساختند. کند و باید از آن چه به وسیله ی آن به ناخشنودی و خشم ما می رسد بپرهیزد. شیطان را به خاک بمالان.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مرداد 1386ساعت 17:15 توسط منتظر |
|
|
گل نرگس باز آ...
خوشا دردی که درمانش تو باشی...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 17:13 توسط منتظر |
|
|
راز طول عمر حضرت مهدي (عج)
خداي تبارك و تعالي سه ويژگي از سه تن از پيامبران را در قائم ما جاري ساخته است:
ولادت او را همچون ولادت حضرت موسي قرار داده است. غيبت او را همانند غيبت حضرت عيسي مقرر فرموده است. عمر طولاني او را چون عمر حضرت نوح قرار داده است. آنگاه به بنده صالح خود -حضرت خضر- عمر طولاني داده تا دليل عمر او باشد. در روايات بسياري كه از حضرت رسول اكرم، صلّياللهعليهوآله، و امامان معصوم به ما رسيده؛ آمده است كه در قائم آل محمد، صلّياللهعليهوآله، سنتي از حضرت نوح هست و آن عمر طولاني آن حضرت است. روزي امام صادق، عليهالسلام، يكي از اصحاب را مشاهده نمودند كه از طول غيبت حضرت وليعصر، عجّلالله تعاليفرجهالشريف، دچار شگفتي شده است. به همين مناسبت چنين فرمودند :
ولادت او را همچون ولادت حضرت موسي قرار داده است. غيبت او را همانند غيبت حضرت عيسي مقرر فرموده است. عمر طولاني او را چون عمر حضرت نوح قرار داده است. آنگاه به بنده صالح خود -حضرت خضر- عمر طولاني داده تا دليل عمر او باشد. در روايات بسياري كه از حضرت رسول اكرم(ص)،و امامان معصوم به ما رسيده؛ آمده است كه در قائم آل محمد، صلّياللهعليهوآله، سنتي از حضرت نوح هست و آن عمر طولاني آن حضرت است. و در همة اين روايات اين نكته به صورت قطعي و ترديد ناپذير مطرح شده است.
حضرت نوح، عليهالسلام، را طولاني نموده بود؟
120 سال عمر كرد ولي به صورت جوان نيرومند سيساله در ميان مردم ظاهر ميشد. قائم ما نيز به صورت جواني نيرومند ظهور ميكند، كه مردم او را انكار مي كنند. هيچ يك از اينها جاي شگفتي نيست، اما عمر طولاني چندين هزار ساله براي بندگان صالح خدا چون خضر و عيسي و براي بندگان ناشايستي چون شيطان و دجّال واقع شده است.
در آن زمان پنجاه سال داشت، خدايش او را به مدت صد سال تمام ميراند، آنگاه زنده ساخت و به صورت يك فرد پنجاه ساله به اهل بيت خود بازگشت، پسرش در حاليكه صد سال داشت، از او استقبال كرد ...!
طولاني حضرت وليعصر، عليهالسلام؟!
سال زندگي كرده، سپس به صورت جوان شاداب و باطراوتي بازگشته و حيرت و تعجب معاصرين خود را برانگيخته است !!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 17:12 توسط منتظر |
|
|
دلواژه هایی با امام زمان برای مولایم نوکر خوبی نبودم، می توانستم خیلی بهتر از اینها باشم اما خواهشهای نفسانی نگذاشت، اگر واقعا امام زمان را دوست می داشتم او را می دیدم مثل تمام کسانیکه در گوشه و کنار جهان ملاقاتش می کنند و مشکلشان را مستقیما در میان می گذارند....ولی من برای مولایم هیچ کاری نکردم، اما او به من از دور یاد داد که چگونه بدون چشم داشتی به دیگران کمک کنم. آری، هر وقت برایم مشکلی پیش می آید و کسی نمی تواند حل کند و درها به رویم بسته می شود تنها مولایم است که مشکلهایم را حل می کند.
اما برا ی مولایم چه می کنم ؟ اگر نیمه شب زودتر بیدار شوم قبل از خواندن نماز شب، نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را می خوانم؛ بعد از آن در نماز شبم اولین کسی را که دعا می کنم مولایم است و بعد از نماز به درگاه حق دعا می کنم که خداوندا امروز هم مثل همیشه امام زمان را واسطه قرار می دهم که دستم را بگیری تا به بیراهه نروم و پا روی لذتهای دنیوی بگذارم تا در پیشگاه امامم شرمنده نشوم.و بعد از نماز واجب و مستحب دعای فرج می خوانم، همیشه یکی از دعاهای قنوتم متعلق به آقاست. اگر روزی دلم از دنیا گرفت بهانه اش مولاست.بعد از نماز صبح و در وقت خواب برای سلامتی آقا صلوات می فرستم، بعد از نماز صبح دعای عهد می خوانم و در مراسم صبحگاهی همراه با یاوران مهدی دعای عهد را زمزمه می کنم.قبل از نماز مغرب که دلم می گیرد زیارت آل یاسین (زیارت صاحب الامر) را می خوانم. اگر صدقه ای بدهم برای سلامتی مولایم است. اگر خدا خواست و کار خیری انجام دادم مثلا اگر آیه ای از قرآن خواندم ثوابش را به امام زمان علیه السلام و پدر و مادر بزرگوارشان هدیه می کنم. اما همه اینها یک طرف، جمعه و ندبه چیز دیگری است. من هر جمعه منتظر آمدن مولایم هستم. مثل کسی که سالهاست منتظر آمدن کسی است. کسی که بیشتر از هر کسی دوستش دارد، حرفهایش را می شنود، مشکلهایش را حل می کند و واسطه بخشش گناهانش است. ندبه برای من خیلی قشنگ است چون همه در جمع ندبه می کنیم. ندبه روز جمعه خواندن یعنی دیدن مهدی پشت در، اما حجابها نمی گذارد، یعنی بین ما و مولا اندک فاصله ای است، من فقط عشقم در دنیا ندبه خواندن است و هر وقت ندبه می خوانم احساس، که نه، مطمئنم که مولایم کنارم نشسته.و ای کاش هر روز روزنامه ای درمورد معرفی امام زمان علیه السلام منتشر شود. فرزندان را از کوچکی با امام زمان علیه السلام آشنا کنند.ای زاده یاسین و طه، ای فرزند صراط المستقیم، ای تسلی بخش زهرای اطهر، ای پور عسگری، بر ما چه گران است که چهره دلربایت را ببینیم و تو را نشناسیم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 16:59 توسط منتظر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
با سلام
این وبلاگ یک وبلاگ مذهبی است که به همت اعضای پایگاه مقاومت بسیج صاحب الزمان (عج)شهرستان ابهر نوشته شده . شما عزیزان می توانید برای کسب اطلاعات از فعالیت ها و چگونگی تشکیل این پایگاه ( پایگاه مقاومت بسیج صاحب الزمان (عج) شهرستان ابهر ) از آدرس www.payegahe-basij.blogfa.com استفاده کنید . |
|
RSS
|